دوشنبه 30 مهر1386
انسان شناسی مدرنیته (مارشال سالینز، ترجمه امیر صادفی)
همه فکر میکردند که آمریکاییهای بومی سالها پیش منقرض شدهاند اما قومنگاران مدرن قوم «کری» (Cree) در بارهی یک «بهبود فرهنگی» یا «ثروت بومی» صحبت میکنند که با استفاده از اقتصاد بازار تأمین اعتبار و بودجه شده است. بحث آنها راجع به طرح توسعهی یک پروژهی فرهنگمدار است، چیزی که انعکاس باورهای خاص «کری» را از یک زندگی خوب به تصویر میکشد و نوعی ارتقاء از فرهنگ «کری» دارد، اگر چه موقعیت کلاسیک وابستگی هنوز به معنای فروپاشی آنها میباشد
ادامه مطلب
دوشنبه 30 مهر1386
پایگاه گروه های انسان شناسی در دانشگاه های آمریکا و سایر کشورهای جهان
این پایگاه که به وسیله دانشگاه واشنگتن در سن لویی ایجاد شده است فهرستی شامل آدرس های اینترنتی صدها گروه انسان شناسی را در آمریکا و سایر کشورهای جهان را در بر دارد و خوانندگان می توانند به سرعت وارد سایت هر یک از گروه ها شوند.اکثر دانشگاه های معرفی شده در آمریکا قرار دارند ولی در میان آنها با دانشگاه هایی در اروپا ( از جمله در فرانسه و آلمان) و همچنین در آسیا( ژاپن) نیز روبرو می شویم.
دوشنبه 30 مهر1386
پیر بسنیه ( پیمان اسحاقی)
ادامه مطلب
یکشنبه 29 مهر1386
نگاه فرهنگی به معضل بافت های فرسوده شهری
!--چندی پیش همایشی با عنوان "نوسازی و بهسازی بافت فرسوده و تاریخی " در قزوین برگزار شد و در آن کارشناسان مختلف به بررسی راه کارهای جلب مشارکت های مردمی پرداختند.نکته قابل تامل در اینجا عدم دعوت ازکارشناسان علوم اجتماعی و مسائل فرهنگی است به طوری که هر دو سرفصل فرهنگی این همایش توسط دو کارشناس معماری انجام شد.در اینجا بود که کمیته فرهنگی انجمن شهرتاش با انجام چند مصاحبه با کارشناسان--! مسائل فرهنگی به بررسی ابعاد موضوع همایش از دید گرایش های مختلف علوم اجتماعی پرداخت.آنچه در ادامه می آید مصاحبه ما با دکترناصرفکوهی است.او دکترای انسان شناسی از فرانسه ،عضو هیات علمی و مدیر گروه انسان شناسی دانشگاه تهران است.کتاب های "انسان شناسی شهری" و "فرهنگ وتوسعه" از جمله تالیفات او در زمینه شهری و مسائل مربوط به توسعه است.او همواره بر نقش انسان ها در بافت تاکید دارد و معتقد است توسعه موفق،توسعه ای است همه جانبه که مبتنی بر"فرهنگ" باشد.
ادامه مطلب
یکشنبه 29 مهر1386
سخنرانی ژیلا مشیری در شب "عزیز و نگار "
![]()
در شب «عزیز و نگار» که پنجشنبه، 19 بهمن، درخانه ی هنرمندان ایران برگزار شد، «ژیلا مشیری» این اثر را از منظر مردم شناسی بررسی کرد. متن زیر سخنان اوست که می خوانید:
افسانه- شعرها نوعی از افسانه هستند که به صورت نثر- دو بیتی روایت میشوند. در این نوع افسانه ها، دو بیتیها از زبان قهرمان افسانه و یا راوی برای توصیف قهرمان یا واقعه خوانده میشود. این نوع افسانهها با منظومههای حماسی- قومی تفاوت دارند و متاخرتر از منظومه های حماسی هستند. تنها شباهت این دو این است که افسانه شعرها همانند افسانه های عامیانه نباید حتما پایان خوشی داشته باشند. عزیز و نگار یکی از این افسانه- شعرها است.
ادامه مطلب
یکشنبه 29 مهر1386
انسان شناسی و رمان
انسان شناسی و رمان
!--رویکرد انسان شناختی بیشترین گسست را با آن گروه از روش های علوم اجتماعی دارد که سخت ترین مرزها را میان پژوهشگر و موضوع پژوهش به وجود می آورند. این روش ها، بی شک روش های کمی و پوزیتویستی هستند که به ناچار نه فقط رابطه ای مبتنی بر تقابل سوژه/ابژه بین دو سوی پژوهش به وجود می آورند، بلکه اصولا حتی این رابطه را نیز به محدودترین، غیر شخصی ترین و انتزاعی ترین شکل آن تقلیل می دهند. به این ترتیب موضوع مورد پژوهش، (یعنی انسان ها یا گروه های اجتماعی) جای خود را به بازنمودهای انتزاعی آنها، اعداد و ارقام، می دهد و آنچه قابل توضیح خواهد بود نه این اعداد و ارقام( که بنا بر تعریف "بی معنا" هستند) بلکه روابط علت/معلولی میان آنها خواهد بود. فرض در این رویکرد بر آن است که چون یک انتزاع ریاضی توضیح داده می شود، انسان در این توضیح دخالت نداشته و یا لااقل باید کمترین دخالت را داشته باشد. هم از این رو "زبان انسانی" به مثابة زبانی ادبی باید جای خود را به نوعی "زبان اعداد" بدهد که فاقد "روح و احساس" و لذا به دور از خطر "متاثر شدن" از عواطف پژوهشگر قلمداد می شوند--!.
ادامه مطلب
یکشنبه 29 مهر1386
ویژگی های بینش انسان شناسانه عبارت است از :
_ مقایسه گرایی _ کل گرایی _ نسبیت گرایی _ مردمنگاری
*رویکرد انسانشناسانه تطبیقی است . انسان شناس از طریق مقایسه هایی که در بعد تاریخی یا بعد مکانی انجام میدهد در فرهنگهای مختلف شباهتها و تفاوتها را پیدا میکند . برای پی بردن به ساز و کار عمل فرهنگ انسان شناس به مطالعه ی تطبیقی فرهنگهای مختلف میپردازد .طرز عمل فرهنگ یعنی طرز تولید معنا . انسان شناسان در جستجوی شناخت چگونگی تولید و توزیع و مصرف معانی توسط انسان هستند .
*رویکرد انسان شناسانه معطوف ومتمرکز بر شناخت فرهنگ است . انسان شناسی در تبین و توضیح طبیعت انسان از منظر فرهنگ نگاه میکند . در جوامع کوچک و دور افتاده بهتر میشود طبیعت انسان را دید وشناسایی کرد . رفتارهای اجتماعی ما و زندگی اجتماعی ما تحت تاثیر فرهنگ است . در انسان شناسی مجموعه ای از پیش فرضها از فرهنگ داریم : الف ) فرهنگ یک میراث اجتماعی است . ب ) فرهنگ اکتسابی است . ج) فرهنگ یک امر اجتماعی است نه فردی د ) فرهنگ یک امر تاریخی است . ه ) فرهنگ سوپر ارگانیک است یعنی فرا فردی مستقل از افراد . ی ) فرهنگ سازگار کننده است .
در انسان شناسی این باور وجود دارد که فرهنگ یک سازه اجتماعی است نه پدیده متافیزیک که توسط نیروهای متافیزیک شکل گرفته باشد . شخصیت و طرز رفتار ما تحت تاثیر فرهنگ ماست . بشر قادر به تغییر مسائل خود است . مارگارت مید در کتاب " فرهنگ و تعهد : مطالعه ای در زمینه شکاف نسلها " فرهنگها را به سه نوع گذشته گرا ، آینده گرا ، حال گرا تقسیم میکند و میگوید هر جامعه ای بسته به این که فرهنگش مربوط به کدام یک از این انواع باشد وارثان ، حاملان و ناقدان فرهنگ با هم متفاوتند . در فرهنگ گذشته گرا تاریخ وگذشته مبنا و مرجع زندگی است . در این فرهنگها پدربزرگها و مادربزرگها بسیار مهم ( منبع دانش فرهنگی اند ) ومورد اطمینان هستند . در این فرهنگ هیچ هیچ واسطه ی فرهنگی بین افراد وجود ندارد . یادگیری از طریق استاد وشاگردی است . خانواده در این فرهنگها خانواده گسترده است .
مسئله انتقال فرهنگ دیگر مختص پدربزرگها و مادربزرگها نیست ، بخشی از آنها بهمدرسه واگذار میشود وبخشهای دیگر به رسانه ها و نهادها و موسسات فرهنگی دیگر . فرایند فرهنگ یابی دیگر تنها در خانه صورت نمیگیرد بلکه وارد محیط کار هم شد . با گسترش تکنولوژیهای ارتباطی ابزارهای اشاعه ی فرهنگ شکل گرفت . بخشی از فرایند فرهنگ یابی به وسیله کتاب وکتابخانه و مطبوعات صورت گرفت . در فرهنگهای حال گرا نقش عمده با گروهای میانسال است .
از۱۹۴۰ به بعد با ظهور تلویزیون و رادیو و سینما وتکنولوژیهای ارتباط جدیدتر این مجموعه جای پدربزرگها و حتی پدران راگرفتند . در این حالت نوه ها تخیل فرهنگیشان رو به آینده است و ارزشها و باورهای گذشته را نفی میکنند در عین اینکه پایبند به زمان حال هم نیستند . فرایند فرهنگ یابی از درون خانه ها به محیط بیرون و رسانه ها منتقل میشود . امروزه شاهد وضعیت فرهنگی کودک سالاری که مساوی فرهنگ آینده گراست میباشیم .
*رویکرد انسانشناسانه کل نگر است . مطالعه تمامی ابعاد یک پدیده در بستر اجتماعی آن . دیدن همه چیز درباره یک چیز نه دیدن یک چیز درباره همه چیز .
*رویکرد انسانشناسانه دارای رویکرد درونی است و به دنبال شناخت معانی و فرایندهای تولید ، توزیع و کاربست آنها .
*رویکرد انسانشناسانه متکی بر روش مردم نگارانه برای شناسایی نظامهای مقوله بندی فرهنگی در فرهنگهای مختلف . مردم نگاری یعنی توصیف وتبیین و توضیح یک پدیده ی فرهنگی از طریق مشاهده و شناخت مستقیم و نزدیک مسئله ی مورد مطالعه و بافتمندسازی آن پدیده در بافت کلی فرهنگ جامعه مورد مطالعه .
یکشنبه 29 مهر1386
جلسه چهارم
روش انسان شناسی
هر علم دارای یک زبان است که به کمک آن ایده ها وداده ها و دستاوردهای خود را در آن عرضه میکند و هر علم از جمله انسان شناسی دارای یک روش است .
وجه تمایز دین ، عرفان ، فلسفه و علم روش وزبان است .
زبان و روش خاص علم است و زبان و روش بینش ها را شکل میدهند .
1- فن و تکنیک ---------> اشاره به ابزارها و راهبردهایی دارد که هر دانشی برای گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل اطلاعات به کار میبرد و بیشتر از روشهای کمی و آماری استفاده میشود مثل مشاهده و مصاحبه استفاده از دوربین و ضبط صوت ...
2- روش شناسی ---------> وقتی میگوییم کیفی منظور روش شناسی کیفی است و وقتی میگوییم کمی منظور روش شناسی کمی است . یک فرض اصلی وجود دارد : ما از طریق استنباط آماری به شناخت و فهم میرسیم .
مردم نگاری تکنیک نیست بخشی از رویکرد کیفی مردم نگاری است . مردم نگاری هویت رشته انسان شناسی محسوب میشود مردم نگاری روشی است که ما به وسیله آن فرهنگی را توصیف تبیین و تحلیل میکنیم .
دوشنبه 23 مهر1386
۱ـ انسان شناسی ما قبل مدرن ۲ـ انسان شناسی مدرن را میتوان از یکدیگر تفکیک کرد .
انسان شناسی به طور رسمی در سال ۱۸۷۱ با انتشار کتاب فرهنگ بدوی نوشته ادوارد بارنت تایلور شروع شد .
دانش انسان شناسی دارای ۴ شاخه اصلی است : انسان شناسی زیستی یا فیزیکی ـ جسمانی" به مطالعه ی نژادها میپردازد " ، انسان شناسی زبان شناختی " زبان مهمترین عامل تمایز انسان از حیوان است وانسان به کمک زبان می اندیشد و فرهنگ تولید میکند " ، انسان شناسی باستان شناختی " مراحل وچگونگی روند پیدایش و تحول تمدن و فرهنگ را نشان میدهد " ، انسان شناسی فرهنگی ـ اجتماعی "هدف آن شناخت چگونگی وطرز عمل فرهنگهاست "
انسان شناسی دانشی است که به مطالعه و شناخت انسان و آثارش میپردازد .
دانش انسان شناسی در بستر شرایط تاریخی و فرهنگی جهان غرب پدید آمد و محصول برخورد فلسفه غرب و شرایط وتحولات تاریخی آن است .
انسان غربی برای پاسخ دادن به این پرسش که چرا آدمیان و اقوام به شیوه گوناگون زندگی میکنند تا قرن ۱۸ تلاش جدی نکرد .در عصر روشنگری طبیعت شناسان و فیلسوفان به این نتیجه رسیدند که حرکات سیارات و رفتار آدمی را یکسان تبیین نمایند .
در قرن ۱۹ فلاسفه اجتماعی تمایزات جوامع انسانی را تصدیق کردند اما غالبا کروهای غیر غربی را نا متمدن میدانستند . تحت تاثیر جریان فلسفی طرفدار پیشرفت و ترقی مکتب بزرگ انسان شناسی یعنی evolutionism شکل گرفت .
در دهه های آغازین قرن ۲۰ ماهیت دانش انسان شناسی به منزله ی یک علم مورد توجه قرار گرفت در این دوره انسان شناسی تلاش میکند از فلسفه فاصله بگیرد وبه صورت دانش مستقل اعلام وجود کند .
توجه انتقادی به انسان شناسی دستاوردهای بسیاری از نظر خود آگاه شدن انسان شناسان به ماهیت و چیستی برای این دانش داشته است . از جمله این دستاوردها باز شناسی ابعاد فلسفی این رشته از دانشهای تجربی است .
ویلیام آدامز در کتاب "ریشه های فلسفی انسان شناسی " نشان داد که دیگر نمیتوان انسان شناسی را چندان مستقل از فلسفه بدانیم . تاثیر فلسفه بر نظریه و اندیشه انسان شناختی معاصر تا حدی است که کمتر کتاب نظریه های انسان شناختی میتوان یافت که در آن آرائ فیلسوفاتی مانند فوکو ، دریدا ، هابرماس ، لیوتار ، بودریار و هایدگر دیده نشود .
در دو دهه ی اخیر مورخان تاریخ انسان شناسی به تدریج به اهمیت ریشه های فلسفی انسانشناسی تاکید نموده اند .
آنچه انسان شناسان در مطالعه ی فرهنگ با آن سر و کار دارند نخست پرسش های خاصی است دوم نوع رویکرد خاص آنهاست که به رویکرد انسان شناسانه شهرت دارد .
از نیمه دوم قرن ۲۰ پرسش های انسان شناسانه تغییر کرد و متمرکز بر پرسشهایی بوده است که مرتبط با مسائل جاری زندگی اجتماعی است و کمتر به پرسشهای بنیادین فرهنگ میپردازد .
بعلاوه انسانشناسی در نیمه قرن ۲۰ از مرز کشورهای غربی عبور کرد و به کشورهای دیگر توسعه یافت .
اکنون ما با مجموعه ای از انسان شناسیها سروکار داریم نه صرفا یک انسان شناسی واحد .
در چند دهه اخیر انسان شناسان به مطالعه فرهنگ خود پرداخته اند ، مارلین استراثرن این نوع انسان شناسی را " خود _ انسان شناسی " می نامند .
_ جهانی شدن : فرهنگ جهانی ، جهانی شدن فرهنگ ، محلی شدن
_ جنبشهای جدید اجتماعی : محیط گرایی ، فمنیسم ، مطالعات سیاهان ، ضد نژادپرستی ، مطالعات جوانان
_ رسانه ها : فرهنگ عامه پرست ، رسانه ای شدن فرهنگ مطالعات مخاطبان
_ کاربردهای انسان شناسی در بازاریابی ، تجارت ، مدیریت ، آموزش ، موزه ها ، انسان شناسی پزشکی ، گیاه پزشکی ، دانشهای بومی
_ انسان شناسی بین فرهنگی
_ اقتصاد فرهنگ : توسعه فرهنگی ، فرهنگ توسعه ، توریسم ، میراث فرهنگی
یکشنبه 22 مهر1386
جلسه سوم
فرهنگهای رشته ای خرده فرهنگ دانشگاهی است ----------> هویت قلمروها
زبانها،نمادها،اسطوره ها،قهرمانها -----------> هویت رشته ای ------------> انسان آکادمیک سبک زندگی دارد و یک زبان که با آن حرف میزند .
گوردیو : یک مبارزه دائمی علیه یک زبان عادی
هر علم اگر علم باشد لاجرم مفید است .
زبان علمی یا دانشگاهی یا حرفه ای با زبان عادی یا محاوره ای فرق دارد .
| زبان عادی | زبان علمی |
| عملی | نظری |
| عاطفی ـ احساسی | تجربی ـ بی طرف |
| توصیفی | تحلیلی |
| تصادفی | نظام مند |
| ایده آل ـ ارزش ـ تخیل | واقعیت |
زبان علمی بی طرف به لحاظ عاطفی است یعنی سعی میکند بی طرف باشد نه فقط در روش بلکه در نگارش و بیان هم سعی میکند .
علم یعنی مقوله بندی کردن یا طبقه بندی کردن .
طرزعمل پخت مفاهیم در دیگ علوم اجتماعی : ـــ کشف تقابل ها تمام واژه های علوم انسانی با یکدیگر تقابل دارند . جامعه / فرهنگ صنعتی / غیر صنعتی سنتی / مدرن آئین / رسم محافظه کار / رادیکال
انسان شناس از طریق وضع جفتهای متقابل شروع به تجزیه کردن پدیده های اجتماعی میکند .
برای آگاهی از هر یک مثلا زشتی و زیبایی باید زشتی را بشناسیم زیبایی را بشناسیم .
سه شنبه 17 مهر1386
یک فرهنگ جامعه شناسی صرفا مجموعه ای از تعاریف نیست بلکه ناگزیر شامل بیانی در این باره هم هست که اصل مطلب از چه قرار است . در عین حال از لحاظ ارائه مفاهیم جامعه شناختی جنبه های تجویزی و ارشاد کننده دارد . مسئله تعریف در موضوعی با تنوع و پویائی جامعه شناسی عبارتست از برقرار کردن تعادل بین اتفاق آرائی که وجود دارد و مفاهیم بالقوه ای که هنوز در حال تکامل است .
ACCOMODATION = تطابق
در تحلیل جامعه شناختی روابط نژادی تطابق وصف کننده ایی فراگردی است که افراد از طریق آن خود را با وضعییت کشمکش نژادی تطبیق میدهند بدون آنکه کشمکش اساسی را حل کنند یا تغغیری ذدر نظام نابرابر نژادی به وجود آورند .اصطلاح فوق که از روان شناسی تجربی سرچشمه میگیرد دلالت بر این دارد که چگونه افراد فعلیت خود را تعدیل میکنند تا با مقتضیات دنیای اجتماعی خارجی سازگاری یابند.
ALTRUISM= صف ایثاری
معمولا به عنوان وجه مخالف خود خواهی در نظر گرفته میشود عبارت است از اصل رعایت توام با از خود گذشتگی نیازها و منافع دیگران است.
EXOGAMY= همسر گزینی از غیر
آن دسته از قواعد یا ترجیحات اجتماعی که افراد طالب زناشویی را مجبور میکند در خارج از گروهی که خودشان به آن تعلق دارند همسر اختیار کند.
سه شنبه 17 مهر1386
جلسه دوم
انسان شناسی چیست؟
۱.یک راه ساده این است که ببینیم انسان شناسان چه کاری انجام میدهند و از روی ان بفهمیم انسان شناسی چیست . ۲.انسان شناسان چه محصولات و منابعی را خلق کردند؟به تعبیر دیگر دستاوردها چه بوده ؟ ۳.انسان شناسان به چه زبان یا رسانه ای سخن میگویند؟ نظام ارتباطی و تعامل بین انسان شناسان را مطالعه کنیم . در زبان ویژگی تاریخی تجربیات ملتها و ... مشخص میشود . انسان شناسی نوعی گفتمان و زبان است .
گفتمان انسان شناسی یا زبان انسان شناسانه چیست ؟زبان انسان شناختی چه ویژگی دارد وکاربردهایش چگون است.
به یک زبان آکادمیک تسلط پیدا کند.زبان آکادمیک عبارت است از دستورو قلمرو واژگان و کاذبردهای خاص زبان یک رشته است روش دیدگاه قلمرو موضوعی وتمام دستاوردهای یک رشته است.هر زبان ریاضی شیمی سینما کشاورزی دامپروری و...حرفهایی است
تونی بچر در کتاب قلمرو ها و قبیله های دانشگاهی به شباهت رشته های علمی به قبیله اشاره کرده است.
علم وقتی علم است که انتزاعی باشد.شرط علم فاصله گرفتن از واقعییات جامعه است۱.فاصله ۲.روش
سه شنبه 10 مهر1386
گزارش کلاسی انسان شناسی فرهنگی استاد: اقای دکتر فاضلی
به نام خدا
طول زندگی مهم نیست کیفیت زندگی مهم است .
جلسه اول
کلاس انسان شناسی فرهنگی سه شنبه ۳مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۳۰ در کلاس ۳۱۱ دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد. سر کلاس نشسته بودم منتظر وارد شدن استادی اخمو و عصا قورت داده لیکن بر خلاف تصوراتم استاد با لبخند وارد شد و از تک تک دانشجویان پرسید که ایا از وی شناختی دارند ؟ تقریبا تمامی دانشجویان از طریق دانشجویان قبلی استاد را می شناختند ومثل من از سختگیریهای ایشان شنیده بودند وتعدادی هم ایشان را از طریق وبلاگ و یامقالات و سخنرانیهایشان میشناختند. همچنین استاد از دانشجویان پرسید که انتظارشون از خواندن انسان شناسی فرهنگی چیست و پاسخهای متفاوتی ارائه شد . در ضمن استاد نکات و مسائلی در ارتباط با کلاس درس ونحوه کار خویش ذکر نمود.
معیار سنجش کلاس :
10 نمره امتحان پایان ترم که البته مبتنی بر کارهای کلاسی و عملی است.
۱۰ نمره وبلاگ نویسی نقد یک کتاب در ارتباط با انسان شناسی تهیه یک مجموعه ی سی تایی عکس در مورد یک سوژه ی واحد
