سه شنبه 27 آذر1386
مردمشناسی دینی دراویش قادریهی کسنزانی
چکیده
تصوّف به عنوان یکی از جریانهای فکری و عقیدتی که همراه با آداب و رسوم
خاصی است در جامعهی اسلامی کم و بیش طرفدارانی داشته و دارد و به صورت
واقعیتی انکارناپذیر درآمده است؛ پرداختن به مناسک و اعتقادات صوفیه و
دراویش، پرده از لایههای متعدد و پنهان روابط انسانها با هم و با ماوراء
برمیدارد؛ لایههایی که در طول زمانهای بسیار و طی اتفاقات تاریخی
متعددی به وجود آمدهاند. بررسی این مناسک و اعتقادات میتواند آگاهی ما
نسبت به خودمان و همچنین سیر تاریخی این اعتقادات و نیز کارکردهای آن در
جامعه را به بازنماید. در این پژوهش نیز سعی بر آن شده تا در راه شناختِ
ناشناختههای انسانی و پرده برداشتن از لایههای ژرف فرهنگیْ قدمی در راه
تعالی علمی و کاربرد آن برداشته شود. در مقالهی حاضر با توصیف و تشریح
«تصوّف» وارد بحث بعدی و کلیدی «طریقت» میشویم؛ «سلسله مراتب» در
طریقهی قادریه جزء لاینفک این شاخه از تصوف است. در این طریقه از تصوفْ
مرید با بیعت کردن است که وارد جرگهی دراویش میشود و سپس هم اوست که در
«تکیه» به عنوان خانهی درویشان مشغول «ذکر» ـ ذکر تهلیل و ذکر هره ـ
میگردد. در این مکان است که درویش به «خلوت» میرود و در طی آن خواب،
خوراک، نشستن و ذکرهایش نسبت به قبل متفاوت خواهد شد. در ادامه به
«خوارق عادات» دروایش قادریهی کسنزانی خواهیم رسید و در آخرْ بحث با
سازهای مذهبی مورد استفادهشان به پایان میرسد.
کلید واژگان: انسانشناسی دینی، تصوف، طریقت، شیخ، درویش، خلوت، ذکر، بیعت.
مقدمه و طرح مسئله
در انسانشناسی حجم زیادی از آثار به موضوع دین اختصاص داده شده است و
اصولاً دین به دلیل پرداختن به دغدغههای بنیادین انسانها و مسئلهی
رستگاری، همیشه موضوعی جذاب برای پژوهش بوده است. از طرفی دیگر ارتباط
تنگاتنگ بین دین و مقدرات اجتماعی انسانها در طول تاریخ عاملی دیگر در
توجه به دین و دین پژوهی است.
ادامه مطلب
سه شنبه 27 آذر1386
مردمنگاری و مردمنگاری انتقادی
رویکرد مردمنگاری در دیگر تحقیقات اجتماعی همان تحقیقاتِ مدنظر انسانشناسان فرهنگی به طور ناب نیست؛ به تعریف دقیقتر بایستی ریشه در مرز و بوم علمی مردمنگاری انسانشناسی داشته باشد. بنابر این مردمنگاری ممکن است هم به عنوان یک فراگرد تحقیق کیفی یا روش (شیوهی اجرای یک مردمنگاری) و یا محصول (پیامد این فرایند یک مردمنگاری است) تلقی شود که هدفاش تفسیر فرهنگی است. مردمنگار فراتر از گزارش رویدادها و جزئیات تجربه میرود. مخصوصاً مردمنگار تلاش دارد تا بیان نماید که چگونه این رویدادها نشانهی آن چیزی است که ما «شبکههای معنا» مینامیم (از گیرتز) و بیانگر سازههای فرهنگی است که ما در آنها زندگی میکنیم.
ادامه مطلب
سه شنبه 27 آذر1386
جدول نام روزهای هفته در ایران باستان
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
جدول نام روزهای هفته در ایران باستان و مقایسه ی آن با روزهای هفته ی اروپا و آمریکای امروز
1. ورارودان و آسيای ميانه | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
چهارشنبه 21 آذر1386
نقد چیست و منتقد کیست؟
نقد، یکی از روش های مهم به منظور ارزیابی مفاهیم، پدیده ها و داده های مختلف در فرایند تولید و آفرینش است.
"فوکویاما" اندیشمند پُست مدرنیست در بارهء نقد می
نویسد:"نقد، روش بررسی، در فرایند گیرنده گی و دهنده گی ذهن است که در
ارتباط دو سویه با نگرش نقادانه و ماهیت اثر شکل می گیرد." اما چیزی که در
متن این بحث (نقد چیست)، پیش از همه به آن باید پرداخته شود، توجه به
فرهنگ نقد و رویکردهای سازندهء آن است.
مهمترین نکته یی که در فرایند نقد ضروری پنداشته شده و از
شمار رویکردهای سازنده در عرصهء نقد انگاشته می شود، توجه ویژه به فرهنگ
نقد و سپس فرهنگ نقد پذیری است:
فرهنگ نقد:
پیش از این که منتقد به نقد داده های مطرح بپردازد، باید
به معیارهایی که در بر گیرندهء فرهنگ نقد است توجه داشته باشد. این معیار
ها، مشمول این روش ها است:
پرهیز از حُب و بُغض و یکسو نگری.
جلوگیری از قطعی انگاری در هنگام بررسی.
بررسی همه جانبه و مبتنی بر ویژه گی های مثبت و منفی اثر.
برهم زدن هنجارهای متعارف و سنتی در حین ارزیابی و ارزشیابی و هنجارشکنی های آگاهانه.
آگاهی داشتن از تیوری و نظریه های جدید در حوزهء نقد و
بررسی.
افزودن بر این فرضیه های پنجگانه، شمار دیگری از فرضیه های مطرح در زمینهء
فرهنگ نقد وجود دارد که برای پرهیز از ملالت و توجه به اصل فشرده نویسی،
به همه ای آن موارد، اشاره نشد.
نکته ای را که در بحث فرهنگ نقد می خواهم به آن تأکید
کنم، در نظر گرفتن معیارهای بالا برای عملی سازی روش های سامانمند در
فرایند نقد است؛ زیرا اگر برای درک میزان ارزش ها، معیاری برای اندازه
گیری وجود نداشته باشد، نقد روشمند نمی تواند شکل بگیرد.
ادامه مطلب
سه شنبه 20 آذر1386
آداب و رسوم فرهنگي فنلاندي
فنلاندي ها ممكن است در ابتدا كم حرف و داراي رفتاري غير دوستانه به نظر آيند. آنها مسائل را مستقيماً و صادقانه عنوان مي كنند. گفتگوي فنلاندي ها غير رسمي بوده و ؛تو؛ خطاب كردن معمولي مي باشد. شخص فنلاندي سرش در كارهاي خودش است و به مسايل خصوصي ديگران احترام گذاشته و در آنها دخالت نمي كند. معروف است كه آشنا شدن با فنلاندي ممكن است سخت باشد ولي دوستي با فنلاندي عمري است. در فنلاند امروزي اساس اجتماع را فرد تشكيل مي دهد نه خانواده. در فرهنگ فنلاندي, همچون اغلب ديگر كشور هاي غربي, فرد از جايگاه ويژه اي برخوردار است. به انسان كوشا و با اراده ارزش داده مي شود.
شخص فنلاندي مايل است كه از وقت خود به طور معقول استفاده كند. او همه چيز را از پيش برنامه ريزي كرده و برنامه ها و زمان هاي توافق شده را رعايت مي كند. شخص فنلاندي به قول خود عمل مي كند و از ديگران نيز همين انتظار را دارد.
شخص فنلاندي مايل است كه تضاد ها را ترجيحاً با گفتگو حل نمايد. او نمي خواهد كه كسي را در شرايط سختي قرار دهد. شخص فنلاندي ترجيح مي دهد كه احساسات خود را به طور علني ابراز نكند. از مسايلي كه براي شخص فنلاندي اهميت دارند مي توان مثلاً از طبيعت, سكوت و سونا نام برد. فنلاندي ها هم با اعضاي خانواده سونا مي روند و هم با دوستان و شركاي تجاري خود. گاهاً گفتگوها و تبادل نظرات مهم سياسي نيز در سونا انجام مي گيرد!
لطفاً به خاطر داشته باشيد كه هر كسي براي خود داراي سابقه فرهنگي است كه در برخوردش با مسايل تأثير مي گذارد. براي اين كه بتوانيد شخصي را و فرهنگ وي را راحت تر درك كنيد سعي نمائيد كه از نقطه نظر وي به مسايل نگاه كنيد. اگر موضوعي را متوجه نمي شويد بدون ترس در مورد آن سؤال نمائيد. وقتي كه انسان با صراحت و صداقت صحبت كند سؤ تفاهم كمتر پيش مي آيد.
ادامه مطلب
سه شنبه 20 آذر1386
دانمارک
در عرض سال يكسرى روزهاى تعطيل و يادبود وجود دارند كه در اين روزها مدارس كودكان تعطيل بوده و اكثر بزرگسالان از كار كردن معافند و مغازه ها هم كلا و يا تقريبا تعطيل هستند. در روزهاى تعطيل جلسات دعا در كليساى مردمى برگزار میشود.

مهمترين روزهاى تعطيل، مربوط به ٣ تعطيل بزرگ مذهبىاست، ١- كريسمس، به مناسبت تولد مسيح، ٢- عيد پاك، سالگرد به صليب كشيدن و احياء مسيح و ٣- عيد چهلم مسيح كه جشن روح القدس است. اين اعياد آداب و رسوم بسيارى دارند بخصوص عيد كريسمس، براى تعداد زيادى اين تعطيلات مذهبی موقعيت خوبى براى جمع شدن خانواده ها، اقوام و دوستان است.
ادامه مطلب
سه شنبه 13 آذر1386
ژان پیاژه
گفت و گوی آزاد با ژان پیاژه، ژان کلود برنیگیه، ترجمه زینت توفیق، تهران، نشر نی، 1384، 207 صفحه.
ادامه مطلب
سه شنبه 13 آذر1386
آموزش در ژاپن
ادامه مطلب
سه شنبه 13 آذر1386
جلسه نهم
دوشنبه 12 آذر1386
تاریخچه شکل گیری انسان شناسی خوراک
مطالعه خوراک در انسان شناسی تاریخچه ای طولانی دارد. انسان شناسی از بدو تولد خود در قرن نوزدهم دامنه گسترده ای از موضوعات را شامل شده است. از اندازه گیری اسکلت و استخوان بندی انسان ها به منظور تعیین میزان جرم زایی آنان گرفته، تا مطالعه و بررسی برده داری. به این معنا در واقع انسان شناسی نه یک رشته ی خاص بلکه مجموعه ای از رشته های خاص دانشگاهی است. در این چارچوب است که انسان شناسی خوراک هم مانند سایر زیرشاخه های انسان شناسی موضوعی در خور توجه بوده است، و این رشته نیز پا به پای رشته انسان شناسی رشد کرده است.
خوراک تنها به عنوان موضوعی که ارزش مطالعه دارد، مورد توجه انسان شناسان قرار ندارد، بلکه خوراک یک واسطه است که دامنه ی وسیعی از مطالعات فرهنگی را به هم مرتبط می کند. در واقع به اعتقاد انسان شناسان، مطالعه موضوعاتی نظیر ازدواج، مبادله، یا دین، بدون در نظر گرفتن خوراک تقریبا غیر ممکن است. (Watson & Caldwell: 1-2)
ادامه مطلب
چهارشنبه 7 آذر1386
گزارشی از همایش انسان شناسی هنر با عنوان " هنر قومی و وحدت ملی"
ادامه مطلب
چهارشنبه 7 آذر1386
مارگارت مید و ساموا ، بلوغ در پندار و واقعیت : ریچارد فرینبرگ
مارگارت مید و ساموا ، بلوغ در پندار و واقعیت : ریچارد فرینبرگ
نقد فریمن در سال 1983 از کتاب بلوغ در ساموای مارگارت مید به تازگی در تاریخ انسان شناسی سبب مباحث جنجال برانگیزی شده به طوریکه پیروان مید پذیرفته اند او ساموا را به مثابه بهشتی آرمانی تلقی می کرده است . موضوع مورد بحث من در این مقاله این است که با مطالعه دقیق و جامع از این کتاب ، تصویری کاملاً متفاوت از آن خواهیم داشت . در تحلیل مجدد من ، کار او پیچیده و تا حدی مبهم با نتیجه گیری های ساده لوحانه است که با یک مردمنگاری دقیق و کامل فاصله بسیار دارد . { از این رو } هدف من در این جا آشکار کردن تمایزی قابل توجه بین تصور رایج از کتاب و گفته های واقعی مید است یعنی برجسته کردن آنچه که مید به واقع گفته است .
ادامه مطلب
سه شنبه 6 آذر1386
انسان شناسي حقوق بشر

ناصر فكوهي و امير نيك پي
گروه فرهنگ: نخستين حوزه تحقيقاتي انسان شناسي حقوق بشر با کارهاي پژوهشي گروهي از انسان شناسان به نام "مکتب نسل کشي" آغاز شد.
هفتمين جلسه انجمن انسان شناسي ايران، شنبه 9 دي انجمن انسان شناسي ايران با حضور امير نيك پي استاد حقوق بشر دانشگاه شهيد بهشتي با موضوع انسان شناسي حقوق بشر برگزار شد.
نيک پي درباره انسان شناسي حقوق بشر از ديدگاه آلن پيکار صحبت كرد:« منظور از انسان شناسي، علمي است که در اثر تغيير نگاه انسان غربي به جايگاه انسان در هستي، و ارتباط او با طبيعت و جامعه، درغرب به وجود آمده است. وي بر اين موضوع تاکيد کرد که به طور کلي در اثر تغيير نگاه انسان غربي به جايگاه انسان، علوم انساني به وجود آمده اند، که يکي از اين علوم، انسان شناسي است که سابقه آن به قوم نگاري و مردم شناسي که پيش از آن وجود داشته اند، باز مي گردد.»
ادامه مطلب
سه شنبه 6 آذر1386
سخنرانی دکتر فیاض
در بحث انسان شناسی ریاضی دو گروه کار کرده اند :آلمانی ها و آنگلوساکسون ها که گروه دوم بیشتر بر "تاریخ ریاضی" تاکید داشته اند.آنها معتقدند چون ریاضی به شدت انتزاعی است پس ارائه تاریخ آن در روند آموزش بسیار مهم است،تمام بحث این افراد نیز خارج کردن ریاضی از حالت انتزاعی و تبدیل آن به حالت حسی است.مثلا آنگلوساکسون ها معتقدند در بحث آموزش هم به جای آنکه معلم بیاید و بدون مقدمه فرمول را برای بچه ها بنویسد باید روند رسیدن به آن و رابطه اش با واقعیت را توضیح دهد و بگوید که روند شکل گیری فرمول در ذهن فلان کس چگونه بوده است اینگونه فرمول برای فرد، قابل حس می گردد.ریاضی یک زبان است و اینکه بچه های ما در درک ان اشکال دارند به دلیل نفهمیدن استعارات و عدم قابلیت تطابق ذهنی است.اگر بچه های ما می فهمیدند "معادله" یعنی "ترازو" و می توانستند مفاهیم این زبان را اینگونه تجسم کنند ریاضی برای انها بسیار شیرین تر می شد.اصلا خود کلاس های ریاضی ،معلمان و روش های تدریس آنها،موضوع خوبی برای پژوهش انسان شناسی است.آیا انشتین با معادلات ریاضی به قانون "نسبیت" رسید یا با معادلات شهودی؟
ادامه مطلب
سه شنبه 6 آذر1386
مردم نگاری
در نیمه دورم قرن نوزدهم در اروپا تفاوت دو علم جامعهشناسی sociology و مردمشناسی Ethnology در حوزهی مورد مطالعه بود. مردم شناسان اروپایی حوزه مورد مطالعه شان را جوامع مستعمره که به زعم آن ها ابتدایی می نمود قرار داده بودند، اما سیاست های استعمار طلبانه کشورهای متبوع در نوع پژوهش هایشان بی تاثیر نبود. پس از جنگ جهانی دوم بود که با به استقلال رسیدن مستعمرات، این پژوهشگران مجبور شدند به کشورهای خود بازگردند و وارد حوزه هایی شدند که پیش از آن صرفا در محدوده مطالعه جامعه شناسی قرار می گرفت. این تفاوت ها عمدتا در روش تحقیق بود. مردم شناسان تلاش می کردند به درکی جدید از مفاهیم انسان و فرهنگ دست یابند. از این به بعد بود که تغییر نام Ethnology به Anthropology رخ داد. ( فکوهی، ناصر ، 1379)
در آن زمان در ایران کسی " مردم شناسی " و " فولکلور " را قابل اعتنا نمی دانست. دنیا از آستانه ی مدرنیسم گذشته بود و مناسبات سنتی جامعه ی ایرانی نیز به هر حال رو به دگرگونی داشت. وضعیتی که همچنان ادامه دارد و جامعه ی ایرانی به جامعه ی گذار تبدیل کرده است. با توجه به گنجینه ی غنی فرهنگ ِ شفاهی که کم کم تغییر می یافت و احتمال به فراموشی سپردنش بود، انجام مطالعات مردمنگارانه الزامی می نمود. در میان گرایش هایی که تنها دغدغه ی ایران ِ باستان را داشتند، فرهنگ ِ مردم کوچه و بازار و فرهنگ جوامع ِ روستایی عشایری همچنان نادیده گرفته میشد.
ادامه مطلب
