تبليغاتX
زاویه باز

سه شنبه 27 آذر1386

مردم‌شناسی دینی دراویش قادریه‌ی کسنزانی

azmayeshgah-darvish-1.jpg 
چکیده

تصوّف به عنوان یکی از جریان‌های فکری و عقیدتی که همراه با آداب و رسوم خاصی است در جامعه‌ی اسلامی کم و بیش طرفدارانی داشته و دارد و به صورت واقعیتی انکارناپذیر درآمده است؛ پرداختن به مناسک و اعتقادات صوفیه و دراویش، پرده از لایه‌های متعدد و پنهان روابط انسان‌ها با هم و با ماوراء برمی‌دارد؛ لایه‌هایی که در طول زمان‌های بسیار و طی اتفاقات تاریخی متعددی به وجود آمده‌اند. بررسی این مناسک و اعتقادات می‌تواند آگاهی ما نسبت به خودمان و هم‌چنین سیر تاریخی این اعتقادات و نیز کارکرد‌های آن در جامعه را به باز‌نماید. در این پژوهش نیز سعی بر آن شده تا در راه شناختِ ناشناخته‌های انسانی و پرده برداشتن از لایه‌های ژرف فرهنگیْ قدمی در راه تعالی علمی و کاربرد آن برداشته شود. در مقاله‌ی حاضر با توصیف و تشریح «تصوّف» وارد بحث بعدی و کلیدی «طریقت» ‌می‌شویم؛ «سلسله مراتب» در طریقه‌ی قادریه جزء لاینفک این شاخه از تصوف است. در این طریقه از تصوفْ مرید با بیعت کردن است که وارد جرگه‌ی دراویش می‌شود و سپس هم اوست که در «تکیه» به عنوان خانه‌ی درویشان مشغول «ذکر» ـ ذکر تهلیل و ذکر هره ـ ‌می‌گردد. در این مکان است که درویش به «خلوت» می‌رود و در طی آن خواب، ‌خوراک، نشستن و ذکرهایش نسبت به قبل متفاوت خواهد شد. در ادامه‌ به «خوارق عادات» دروایش قادریه‌ی کسنزانی خواهیم رسید و در آخرْ بحث با سازهای مذهبی مورد استفاده‌شان به پایان می‌رسد.
کلید واژگان: انسان‌شناسی دینی، تصوف، طریقت، شیخ، درویش، خلوت، ذکر،‌ بیعت.
مقدمه و طرح مسئله
در انسان‌شناسی حجم زیادی از آثار به موضوع دین اختصاص داده شده است و اصولاً دین به دلیل پرداختن به دغدغه‌های بنیادین انسان‌ها و مسئله‌ی رستگاری،‌ همیشه موضوعی جذاب برای پژوهش بوده است. از طرفی دیگر ارتباط تنگاتنگ بین دین و مقدرات اجتماعی انسان‌ها در طول تاریخ ‌عاملی دیگر در توجه به دین و دین پژوهی است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 11:43 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 27 آذر1386

مردم‌نگاری و مردم‌نگاری انتقادی

azmayeshgah-critical ethnography - 1.jpg مردم‌نگاری شامل دو چیز است: (1) روش تحقیق بنیادیِ انسان‌شناسیِ فرهنگی و (2) متن نوشتاری ارائه شده جهت گزارش نتایج تحقیقِ مردم‌نگاری. مردم‌نگاری به عنوان روش درصدد پاسخ‌گویی به سؤال‌های انسان‌شناسانه‌ی اساسی در باره‌ی راه‌های حیات زندگی آدمی است. به طور کلی سؤال‌های مردم‌نگارانه در ارتباط با پیوند بین فرهنگ و رفتار و چگونگی توسعه‌ی فرآگرد فرهنگی در سرتاسر زمان است. پایگاه داده‌ها برای مردم‌نگاری‌ها معمولاً توصیفِ گسترده‌ای از جزئیاتِ زندگی اجتماعی یا پدیده‌ی فرهنگی در تعداد کمی از موارد است. (Internet, University of PennsylVania)
رویکرد مردم‌‌نگاری در دیگر تحقیقات اجتماعی همان تحقیقاتِ مد‌نظر انسان‌شناسان فرهنگی به طور ناب نیست؛ به تعریف دقیق‌تر بایستی ریشه در مرز و بوم علمی مردم‌‌نگاری انسان‌شناسی داشته باشد. بنابر این مردم‌‌نگاری ممکن است هم به عنوان یک فراگرد تحقیق کیفی یا روش (شیوه‌ی اجرای یک مردم‌‌نگاری) و یا محصول (پیامد این فرایند یک مردم‌نگاری است) تلقی شود که هدف‌اش تفسیر فرهنگی است. مردم‌نگار فراتر از گزارش رویدادها و جزئیات تجربه می‌رود. مخصوصاً مردم‌نگار تلاش دارد تا بیان نماید که چگونه این رویدادها نشانه‌ی آن چیزی است که ما «شبکه‌های معنا» می‌نامیم (از گیرتز) و بیانگر سازه‌های فرهنگی است که ما در آنها زندگی می‌کنیم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:47 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 27 آذر1386

جدول نام روزهای هفته در ایران باستان


جدول نام روزهای هفته در ایران باستان

و مقایسه ی آن با روزهای هفته ی اروپا و آمریکای امروز

نام کنونی

نام ایرانی

نام سُغدی1

ستاره وابسته

نام انگلیسی

مانک

یکشنبه

يوشمبت2

مهرشید روز

خورشید

Sunday

روز خورشید

دوشنبه

دوشمبت

 مه­شید روز

ماه

Monday

روز ماه

 سه­شنبه

سه‌شمبت

بهرام­شید روز

مریخ ، ایزد جنگ

Tuesday

روز ایزد جنگ

چهارشنبه

چرشمبت

 تیرشید روز

عطارد

Wednesday

روز عطارد

 پنج­شنبه

پنج‌شمبت

برجیس­شید روز

مشتری ، ایزد آذرخش

Thursday

روز ایزد آذرخش

آدینه

شش‌شمبت

ناهیدشید روز

زهره ، ستاره شادی آور3

Friday

روز ستاره­ی شادی آور

شنبه

شمبت

کیوان­شید روز4

زحل

Saturday

روز زحل


1. ورارودان و آسيای ميانه
2. روز تعطیل
3. ستاره شادی آور و پذیرایی
4. یا جیان شید روز

نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:30 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 21 آذر1386

نقد چیست و منتقد کیست؟

نقد چیست؟:

نقد، یکی از روش های مهم به منظور ارزیابی مفاهیم، پدیده ها و داده های مختلف در فرایند تولید و آفرینش است.
"فوکویاما" اندیشمند پُست مدرنیست در بارهء نقد می نویسد:"نقد، روش بررسی، در فرایند گیرنده گی و دهنده گی ذهن است که در ارتباط دو سویه با نگرش نقادانه و ماهیت اثر شکل می گیرد." اما چیزی که در متن این بحث (نقد چیست)، پیش از همه به آن باید پرداخته شود، توجه به فرهنگ نقد و رویکردهای سازندهء آن است.
مهمترین نکته یی که در فرایند نقد ضروری پنداشته شده و از شمار رویکردهای سازنده در عرصهء نقد انگاشته می شود، توجه ویژه به فرهنگ نقد و سپس فرهنگ نقد پذیری است:
فرهنگ نقد:
پیش از این که منتقد به نقد داده های مطرح بپردازد، باید به معیارهایی که در بر گیرندهء فرهنگ نقد است توجه داشته باشد. این معیار ها، مشمول این روش ها است:
پرهیز از حُب و بُغض و یکسو نگری.
جلوگیری از قطعی انگاری در هنگام بررسی.
بررسی همه جانبه و مبتنی بر ویژه گی های مثبت و منفی اثر.
برهم زدن هنجارهای متعارف و سنتی در حین ارزیابی و ارزشیابی و هنجارشکنی های آگاهانه.
آگاهی داشتن از تیوری و نظریه های جدید در حوزهء نقد و بررسی. افزودن بر این فرضیه های پنجگانه، شمار دیگری از فرضیه های مطرح در زمینهء فرهنگ نقد وجود دارد که برای پرهیز از ملالت و توجه به اصل فشرده نویسی، به همه ای آن موارد، اشاره نشد.
نکته ای را که در بحث فرهنگ نقد می خواهم به آن تأکید کنم، در نظر گرفتن معیارهای بالا برای عملی سازی روش های سامانمند در فرایند نقد است؛ زیرا اگر برای درک میزان ارزش ها، معیاری برای اندازه گیری وجود نداشته باشد، نقد روشمند نمی تواند شکل بگیرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 11:53 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 20 آذر1386

آداب و رسوم فرهنگي فنلاندي

وقتي كه كسي آداب و رسوم فرهنگي فنلاندي را مي داند درك فنلاندي ها برايش ساده تر است. چنين شخصي همچنين انتظاراتي كه فنلاندي ها از وي دارند را نيز به وجه بهتري مي تواند درك كند. آداب و رسوم فرهنگي در فنلاند هنوز به مقدار زيادي يكدست و همگون مي باشند و به همين دليل است كه فنلاندي ها گاهاً با مسائل جديد احساس بيگانگي كرده و از به كار بردن شيوه هاي جديد اجتناب مي كنند. از طرف ديگر در جامعه فنلاند همه با هم برابر هستند و با همه بايد برخوردي يكسان و عادلانه داشت. در فنلاند به برابري زن و مرد اهميت داده مي شود.
فنلاندي ها ممكن است در ابتدا كم حرف و داراي رفتاري غير دوستانه به نظر آيند. آنها مسائل را مستقيماً و صادقانه عنوان مي كنند. گفتگوي فنلاندي ها غير رسمي بوده و ؛تو؛ خطاب كردن معمولي مي باشد. شخص فنلاندي سرش در كارهاي خودش است و به مسايل خصوصي ديگران احترام گذاشته و در آنها دخالت نمي كند. معروف است كه آشنا شدن با فنلاندي ممكن است سخت باشد ولي دوستي با فنلاندي عمري است. در فنلاند امروزي اساس اجتماع را فرد تشكيل مي دهد نه خانواده. در فرهنگ فنلاندي, همچون اغلب ديگر كشور هاي غربي, فرد از جايگاه ويژه اي برخوردار است. به انسان كوشا و با اراده ارزش داده مي شود.
شخص فنلاندي مايل است كه از وقت خود به طور معقول استفاده كند. او همه چيز را از پيش برنامه ريزي كرده و برنامه ها و زمان هاي توافق شده را رعايت مي كند. شخص فنلاندي به قول خود عمل مي كند و از ديگران نيز همين انتظار را دارد.
شخص فنلاندي مايل است كه تضاد ها را ترجيحاً با گفتگو حل نمايد. او نمي خواهد كه كسي را در شرايط سختي قرار دهد. شخص فنلاندي ترجيح مي دهد كه احساسات خود را به طور علني ابراز نكند. از مسايلي كه براي شخص فنلاندي اهميت دارند مي توان مثلاً از طبيعت, سكوت و سونا نام برد. فنلاندي ها هم با اعضاي خانواده سونا مي روند و هم با دوستان و شركاي تجاري خود. گاهاً گفتگوها و تبادل نظرات مهم سياسي نيز در سونا انجام مي گيرد!
لطفاً به خاطر داشته باشيد كه هر كسي براي خود داراي سابقه فرهنگي است كه در برخوردش با مسايل تأثير مي گذارد. براي اين كه بتوانيد شخصي را و فرهنگ وي را راحت تر درك كنيد سعي نمائيد كه از نقطه نظر وي به مسايل نگاه كنيد. اگر موضوعي را متوجه نمي شويد بدون ترس در مورد آن سؤال نمائيد. وقتي كه انسان با صراحت و صداقت صحبت كند سؤ تفاهم كمتر پيش مي آيد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 11:12 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 20 آذر1386

دانمارک

روزهاى تعطيل، روزهاى يادبود و تعطيلات مذهبى
در عرض سال يكسرى روزهاى تعطيل و يادبود وجود دارند كه در اين روزها مدارس كودكان تعطيل بوده و اكثر بزرگسالان از كار كردن معافند و مغازه ها هم كلا و يا تقريبا تعطيل هستند. در روزهاى تعطيل جلسات دعا در كليساى مردمى برگزار میشود.



مهمترين روزهاى تعطيل، مربوط به ٣ تعطيل بزرگ مذهبىاست، ١- كريسمس، به مناسبت تولد مسيح، ٢- عيد پاك، سالگرد به صليب كشيدن و احياء مسيح و ٣- عيد چهلم مسيح كه جشن روح القدس است. اين اعياد آداب و رسوم بسيارى دارند بخصوص عيد كريسمس، براى تعداد زيادى اين تعطيلات مذهبی موقعيت خوبى براى جمع شدن خانواده ها، اقوام و دوستان است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 11:4 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 13 آذر1386

ژان پیاژه

marefiketab-Piaget.jpg

گفت و گوی آزاد با ژان پیاژه، ژان کلود برنیگیه، ترجمه زینت توفیق، تهران، نشر نی، 1384، 207 صفحه.

تا مدتهایی طولانی روان شناسی برای انسان شناسان به طور خاص و برای  دانشمندان علوم اجتماعی به طور عام، حوزه ای  در آن واحد ناشناخته و سرزمینی بود که به ویژه باید از ورود به آن پرهیز می شد. تقابل قاطعی که   این متفکران بین فرد و جامعه قائل می شدند، سبب می شد که روان شناسان را رقبای اصلی خود ببینند و تصور کنند که آنها  با تمایل بیمارگونه ای که به تقلیل دادن همه چیز به سطح فرد و از آن هم بدتر به سطح کودک ( و به سطح فرایند رشد و اجتماعی شدن) دارند، سبب می شود که امر اجتماعی را نفی کنند و این نکته اساسی را به فراموشی بسپارند که فرد درون سیستم های متفاوت فناورانه، رفتاری، نمادین و غیره ای قرار می گیرد که تنها در سطخ جامعه و سازمان یافتگی و تقسیم کار اجتماعی می تواند به او آگاهی حتی فردی بدهد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 11:18 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 13 آذر1386

آموزش در ژاپن

دكتر محمدرضا سركار آرانى در شهريور ١٣٤٤ در آران و بیدگل زاده شده است. او در سال ١٣٧٨ پس از اخذ درجه دکتری تخصصی در رشته آموزش و پرورش تطبیقی و بین الملل از دانشگاه ناگوياى ژاپن به وطن بازگشته و اكنون دانشیار دانشگاه علامه طباطبايى است و از مهرماه ٨٣ تاكنون به عنوان پژوهشگر برگزيده ي " انجمن توسعه ي علم ژاپن" در حال گذراندن دوره عالی تحقیقات (فوق دكترى) در دانشگاه ناگوياى ژاپن است. او تاكنون بيش از ٣٠ مقاله ى علمى، پژوهشى و ترويجى به زبان هاي فارسى، انگليسى و ژاپنى در مجلات معتبر ملی و بین المللی به چاپ رسانده است و درکنفرانس های بین المللی بسیاری در ايران، ژاپن، آلمان، فرانسه، هنگ كنگ، چین، کره جنوبی، هلند، بلغارستان و انگلستان شرکت کرده و مقاله ارایه داده است. او فصل هايى از چند كتاب به زبان هاي فارسى، انگليسى و ژاپنى نوشته است. دكتر سركار آرانى، چند كتاب در ايران به چاپ رسانده است؛ "مدیریت دانش"، "فرهنگ آموزش در ژاپن"،" اصلاحات آموزشى و مدرن سازى"، "یادگیری و شكاف ديجيتالي"، "فناورى براى آموزش"، "الفبای مدیریت کلاس درس "و" پژوهش در كلاس درس" از مهمترين آنهاست. كتابى هم به زبان انگليسی با عنوان "راهبردهای اصلاحات آموزشی در جامعه یادگیرنده" همراه با دو تن از همكاران ژاپنى و انگليسى نوشته و در چین به زیور طبع آراسته است. آن چه در پی می آیدگفت وگويى با او درباره ي نقش فناورى اطلاعات و ارتباطات در آموزش است.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:40 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 13 آذر1386

جلسه نهم

بحث امروز  در مورد فوايد علم بود .دكتر فاضلي كلام خود را اينگونه اغاز كرد كه امروزه يك نگراني ئ دغدغه اي كه دانشجويان دارند اين است كه رشته ي تحصيلي انها چه سود وفايده اي براي انها دارد و چه كمكي به انها مي كند؟ مفيد بودن يك چيز و تاكيد بر ان مضرراتي هم به دنبال دارد كه از جمله اين مضرات مي توان گفت كه :علم را اگر به صرف كاربردهاي اقتصادي و بيروني اش بخواهيم در نظر بگيريم پيامدهايي دارد و ان بي اعتبار كردن علم است .در حاليكه بايد از دستكاري كردن و دخالت خودآگاه در علم جلوگيري كرد .عيب ديگر اين است كه باعث مي شود خيلي از واقعيت ها را نبينيم و تنها به دنبال چيزهايي باشيم كه در زمان حال به درد ما مي خورد و از مشاهده ي اموري كه در طول تاريخ وجود داشته و براي رسيدن به نظريه هاي دانش جا بمانيم .بعضي ها به خاطر همين معتقدند كه علت عدم توسعه علم در كشورهاي در حال رشد نيافتن و كشورهاي غقب مانده از جمله ايران اين است كه علم فايده گرايانه است و از بس انسان به دنبال اين است كه از دانش اموخته شده در زمان حال استفاده كند موجب عقب ماندگي علم شده است .حال اينكه شيوه ي استفاده كردن ومفيد بودن علم به افراد ياد داده نشده است و تنها توصيه به يادگيري علم و چيزهايي كه به درد مي خورد شده است . علم انواع فايده را دارد و بايد به مجموعه فوايد علم توجه كرد نه اينكه تنها فايده اي در زمان حال داشته باشد و بايد راه درست استفاده كردن از علم را ياد گرفت و يكي از همين راه ها اين است كه به فايده ي علم توجه نشود و به علم براي پيشرفت طمعي نداشته باشيم كه اين طمع به علم مي شود جهل ومي توان گفت كساني كه از علم فايده برده اند به يقين نگاهشان فايده گرايانه نبوده است .در ادامه ي كلاس استاد به معرفي كتاب جوامع سنتي وتغييرات فني نوشته ي جرج فاستر و ترجمه ي دكتر مهدي ثريا پرداخت .كتاب جوامع سنتي كتاب كلاسيك بسيار معتبري مي باشد . اين كتاب در مورد كاربردهاي انسان شناسي مي باشد و مي توان گفت يك مثال براي اين است كه چگونه مي توان انسان شناسي را به كار برد؟ اين كتاب روش انسان شناسي است و تمامي ان مثال و توصيف مي باشد و اين مثال ها حول يك محر امده است و ان اين است كه چگونه انسان شناس به كشورهاي عقب مانده كه مي خواهند وضعيتشان را تغيير بدهند و به رشد برسند كمك كند؟اين كتاب در حوزه هاي مختلف اين جوامع از قبيل كشاورزي دامداري مدارس وضعيت زنان وكودكان و ... بررسي و كاوش كرده است .ايده ي اصلي فاستر اين است كه فرهنگ زمينه هدف و ابزار توسعه مي باشد و به طور كلي براي رفاه اجتماعي در تمامي شاخص ها فرهنگ يعني شيوه ي زندگي مردم و ارزش ها و باورهايشان بسيار مهم است و به خاطر همين انسان شناس مي تواند در تمامي زمينه ها دخالت كند و نظر بدهد . فاستر معتقد است كه مشكلاتي كه كشورهاي در حال رشد نيافتن دارند به 3 دليل است :1-موانع فرهنگي 2-موانع اجتماعي 3-موانع رواني . مثلا در فصل پنجم كتاب اولين مانع فرهنگي در توسعه را سنت مي داند و مي گويد در بعضي از جوامع و فرهنگ ها هر چيز نو وجديدي دلخواه ومورد پسند مردم است ولي در بعضي از جوامع و فرهنگ ها خلاف اين امر مي باشد يعني با هر چيز نوعي مخالفت مي كنند و هر چيز نو به جرم نو بودنش كنار گذاشته مي شود .و كار انسان شناس نيز از همان جايي شروع مي شود كه فرهنگي قادر به پذيرفتن پديده هاي نوع نمي باشد و جوامع به نوآوري پشت كرده وان را توطئه ي دشمن مي دانند و به پشتوانه ي فرهنگي و جبرگرايي فرهنگ مانع تغيير مي شوند . جرج فاستر عامل بعدي را برتر دانستن قوميت نسبت به ديگر اقوام مي داند و اين برتري قومي است كه مانع تغيير مي شود .عامل بعدي غرور و حرمت ومقام افراد مي باشد اينكه هر انساني با هر موقعييت ومقام و رفتاري كه دارد كامل ومناسب است و ديگر نيازي به تغيير و عوض شدن ندارد و تغيير را مايه ي ابروريزي مي داند وهمين ترس از بي ابرويي و بي اعتبار شدن مانع تغيير وتحول مي شود.فاستر به كمك انسان شناسي در برداشتن اين موانع اقدام مي كند و در حال تاثير گذاري به جا در اين كشورها مي باشد .و كار انسان شناس را شناخت تغييرات فرهنگي لازم مي داند و اينكه انسان شناس به اين نگاه مي كند كه براي تغيير با چه موانعي روبه رو است و حال براي برداشتن اين موانع چه كارهايي بايد انجام دهد كه در فصل يازدهم كتاب در مورد ان صحبت كرده است و به طور كلي انسان شناس را براي اين مي داند كه كمك كند تا مناسك به محتوا تبديل شود .در پايان هم مي توان اين نكته را بيان كرد كه عرضه ي نقطه نظر وبينش مناسب و ارائه ي اطلاعات عيني از واقعيات جامعه بزرگترين خدمتي است كه يك مردم شناس مي تواند به يك جامعه ارائه دهد
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:27 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 12 آذر1386

تاریخچه شکل گیری انسان شناسی خوراک

 

مطالعه خوراک در انسان شناسی تاریخچه ای طولانی دارد. انسان شناسی از بدو تولد خود در قرن نوزدهم دامنه گسترده ای از موضوعات را شامل شده است. از اندازه گیری اسکلت و استخوان بندی انسان ها به منظور تعیین میزان جرم زایی آنان گرفته، تا مطالعه و بررسی برده داری. به این معنا در واقع انسان شناسی نه یک رشته ی خاص بلکه مجموعه ای از رشته های خاص دانشگاهی است. در این چارچوب است که انسان شناسی خوراک هم مانند سایر زیرشاخه های انسان شناسی موضوعی در خور توجه بوده است، و این رشته نیز پا به پای رشته انسان شناسی رشد کرده است.

خوراک تنها به عنوان موضوعی که ارزش مطالعه دارد، مورد توجه انسان شناسان قرار ندارد،  بلکه خوراک یک واسطه است که دامنه ی وسیعی از مطالعات فرهنگی را به هم مرتبط می کند. در واقع به اعتقاد انسان شناسان، مطالعه موضوعاتی نظیر ازدواج، مبادله، یا دین،  بدون در نظر گرفتن خوراک تقریبا غیر ممکن است. (Watson & Caldwell: 1-2)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 15:27 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 7 آذر1386

گزارشی از همایش انسان شناسی هنر با عنوان " هنر قومی و وحدت ملی"

در تاریخ 4 آذر ماه 1386، دومین همایش انسان شناسی هنر با عنوان " هنر قومی و وحدت ملی" در فرهنگستان هنر، مرکز هنر پژوهی نقش جهان برگزار گردید. در این هم اندیشی که با محوریت انسان شناسی تشکیل شد، گروهی از متخصصان ایرانی و دو تن از انسان شناسان فرانسوی حضور داشتند، که هر کدام از جنبه های مختلف این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دادند. در این هم اندیشی مجموعا 11 سخنرانی صورت گرفت که عناوین آنها به شرح زیر است:
1- مصادیق مفاهیم رمزی – آیینی در هنرهای تزئینی – قومی( علی بلوکباشی)
2- هنر دینی و هنر قومی: مطالعه ی موردی؛ زیارتگاه های بازار تهران( سارا شریعتی)
3- عناصر مشترک معماری در هنر اقوام گوناگون ایرانی(حسین سلطانزاده)
4- تاثیر ساخت و ساز های معاصر پایتخت بر حذف معماری های بومی ایران(محمد رضا حائری)
5- ایرانیان ارمنی و هنر مدرن(امیلیا نرسسیانس)
6- چالش های گفتمان هنر قومی و مطالعات آن در ایران(نعمت ا... فاضلی)
7- رویکردهای سینمای مستند به پدیده ی قومی در ایران(پیروز کلانتری)
8- گمانه ها و چون و چراهایی بر نقوش صخره ای تیمره(مرتضی فرهادی)
9- بازار صنعتی هنر قومی: ابزاری برای وحدت ملی؟( ناصر فکوهی)
10-  زیبا شناسی هنر و امر قدسی در پاپوازی گینه ی نو(مونیک ژودی بالینی)
11-  شکل گیری انسان در تصاویر قدسی : مطالعهی تطبیقی سنت های غربی و افریقایی(میشل کوکه)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 12:33 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 7 آذر1386

مارگارت مید و ساموا ، بلوغ در پندار و واقعیت : ریچارد فرینبرگ

Samoa-costume2-GerschlerA.jpg

مارگارت مید و ساموا ، بلوغ در پندار و واقعیت  : ریچارد فرینبرگ

 

نقد فریمن در سال 1983 از کتاب بلوغ در ساموای مارگارت مید به تازگی در تاریخ انسان شناسی سبب مباحث جنجال برانگیزی شده به طوریکه پیروان مید پذیرفته اند او ساموا را به مثابه بهشتی آرمانی تلقی می کرده است . موضوع مورد بحث من در این مقاله این است که با مطالعه دقیق و جامع از این کتاب ، تصویری کاملاً متفاوت از آن خواهیم داشت . در تحلیل مجدد من ، کار او پیچیده و تا حدی مبهم با نتیجه گیری های ساده لوحانه است که با یک مردمنگاری دقیق و کامل فاصله بسیار دارد . { از این رو } هدف من در این جا آشکار کردن تمایزی قابل توجه بین تصور رایج از کتاب و گفته های واقعی مید است یعنی برجسته کردن آنچه که مید به واقع گفته است .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 12:18 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 6 آذر1386

انسان شناسي حقوق بشر

40 سال با انسان شناسي حقوق بشر نخستين حوزه تحقيقاتي انسان شناسي حقوق بشر با کارهاي پژوهشي گروهي از انسان شناسان به نام "مکتب نسل کشي" آغاز شد.
ناصر فكوهي و امير نيك پي
تهران- ميراث خبر
گروه فرهنگ: نخستين حوزه تحقيقاتي انسان شناسي حقوق بشر با کارهاي پژوهشي گروهي از انسان شناسان به نام "مکتب نسل کشي" آغاز شد.
هفتمين جلسه انجمن انسان شناسي ايران، شنبه 9 دي انجمن انسان شناسي ايران با حضور امير نيك پي استاد حقوق بشر دانشگاه شهيد بهشتي با موضوع انسان شناسي حقوق بشر برگزار شد.
نيک پي درباره انسان شناسي حقوق بشر از ديدگاه آلن پيکار صحبت كرد:« منظور از انسان شناسي، علمي است که در اثر تغيير نگاه انسان غربي به جايگاه انسان در هستي، و ارتباط او با طبيعت و جامعه، درغرب به وجود آمده است. وي بر اين موضوع تاکيد کرد که به طور کلي در اثر تغيير نگاه انسان غربي به جايگاه انسان، علوم انساني به وجود آمده اند، که يکي از اين علوم، انسان شناسي است که سابقه آن به قوم نگاري و مردم شناسي که پيش از آن وجود داشته اند، باز مي گردد.»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 11:8 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 6 آذر1386

سخنرانی دکتر فیاض

در بحث انسان شناسی ریاضی دو گروه کار کرده اند :آلمانی ها و آنگلوساکسون ها که گروه دوم بیشتر بر "تاریخ ریاضی" تاکید داشته اند.آنها معتقدند چون ریاضی به شدت انتزاعی است پس ارائه تاریخ آن در روند آموزش بسیار مهم است،تمام بحث این افراد  نیز خارج کردن ریاضی از حالت انتزاعی و تبدیل آن به حالت حسی است.مثلا آنگلوساکسون ها معتقدند در بحث آموزش هم  به جای آنکه معلم بیاید و بدون مقدمه فرمول را برای بچه ها بنویسد باید روند رسیدن به آن و رابطه اش با واقعیت را توضیح دهد و بگوید که روند شکل گیری فرمول در ذهن فلان کس چگونه بوده است اینگونه فرمول برای فرد، قابل حس می گردد.ریاضی یک زبان است و اینکه بچه های ما در درک ان اشکال دارند به دلیل نفهمیدن استعارات و عدم قابلیت تطابق ذهنی است.اگر بچه های ما می فهمیدند "معادله" یعنی "ترازو" و می توانستند مفاهیم این زبان را اینگونه تجسم کنند ریاضی برای انها بسیار شیرین تر می شد.اصلا خود کلاس های ریاضی ،معلمان و روش های تدریس آنها،موضوع خوبی برای پژوهش انسان شناسی است.آیا انشتین با معادلات ریاضی به قانون "نسبیت" رسید یا با معادلات شهودی؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 11:1 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 6 آذر1386

مردم نگاری

در نیمه دورم قرن نوزدهم در اروپا تفاوت دو علم جامعه‌شناسی sociology و مردم‌شناسی Ethnology در حوزه‌ی مورد مطالعه بود. مردم شناسان اروپایی حوزه مورد مطالعه شان را جوامع مستعمره که به زعم آن ها ابتدایی می نمود قرار داده بودند، اما سیاست های استعمار طلبانه کشورهای متبوع در نوع پژوهش هایشان بی تاثیر نبود. پس از جنگ جهانی دوم بود که با به استقلال رسیدن مستعمرات، این پژوهشگران مجبور شدند به کشورهای خود بازگردند و وارد حوزه هایی شدند که پیش از آن صرفا در محدوده مطالعه جامعه شناسی قرار می گرفت. این تفاوت ها عمدتا در روش تحقیق بود. مردم شناسان تلاش می کردند به درکی جدید از مفاهیم انسان و فرهنگ دست یابند. از این به بعد بود که تغییر نام Ethnology به Anthropology رخ داد. ( فکوهی، ناصر ، 1379)
در آن زمان در ایران کسی " مردم شناسی " و " فولکلور " را قابل اعتنا نمی دانست. دنیا از آستانه ی مدرنیسم گذشته بود و مناسبات سنتی جامعه ی ایرانی نیز به هر حال رو به دگرگونی داشت. وضعیتی که همچنان ادامه دارد و جامعه ی ایرانی به جامعه ی گذار تبدیل کرده است. با توجه به گنجینه ی غنی فرهنگ ِ شفاهی که کم کم تغییر می یافت و احتمال به فراموشی سپردنش بود، انجام مطالعات مردم‌نگارانه الزامی می نمود. در میان گرایش هایی که تنها دغدغه ی ایران ِ باستان را داشتند، فرهنگ ِ مردم کوچه و بازار و فرهنگ جوامع ِ روستایی عشایری همچنان نادیده گرفته می‌شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:36 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 6 آذر1386

جلسه هشتم

مارگارت مید انسان شناس شاعر و نویسنده ی آمریکایی است که کتاب بلوغ در ساموا از نوشته های او میباشد . چاپ اول این کناب در سال ۱۹۲۶ بوده است و تا سال ۱۹۷۷ به چهل زبان ترجمه شده است . ساموا بخشی از بومیان استرالیا در گینه ی نو میباشد ، کتاب بلوغ در ساموا  مونوگراف یا تک نگاری میباشد . کتاب آدمیان وسرزمینها از سایر نوشته های مید است که علی اصغر بهرامی این کتاب را ترجمه کرده و این کتاب به بررسی تطبیقی  شیوه ی زندگی اسکیموها ،بادیها وسرخپوستها پرداخته است .كتاب فرهنگ وتعهد :مارگارت ميد در مقدمه ي كتاب به اين اشاره مي كند كه هم اكنون در عصري زندگي مي كنيم كه هزاران نمونه ي زندگي گذشتگان را مي دانيم و شيوه هاي زندگي در جهان وجود دارد كه بسيار با هم متفاوت اند .نتيجه اي كه مارگارت ميد از اين بحث مي گيرد اين است كه در هر جامعه اي 3 نسل زندگي مي كنند:1- پدر بزگ ها و مادربزرگ ها 2- پدر ان ومادران 3- بچه ها و نوه ها كه هر كدام نماينده ي يك فرهنگ خاص مي باشند و امروزه به اين دليل احترام نياكان كمتر شده است چون ديگر حامل فرهنگ نيستند و شكاف نسل ها يعني 3 نسلي كه به 3 فرهنگ تعلق دارند وابزار فرهنگ يابي هر كدام با ديگري متفاوت است .در پايان مارگارت ميد اين را مي خواهد بگويد كه امروزه همه چي نمادين شده است و اينكه تخيل در دنياي امروز جايگاه عظيمي دارد و دنيا دنياي معنا شده است و دراين دنيا معنا هاست كه منتقل مي شوند نه كاربردها .
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:24 |  لینک ثابت   •