تبليغاتX
زاویه باز

سه شنبه 9 بهمن1386

انسان شکل گرایی و اندیشه تجسمی ایرانی

ریشه شناسی واژه
—        آنتروپو= انسان + مورفوس = شکل / ریخت
—        تعریف:
—        محور پنداشتن شکل انسانی در اندیشیدن و توصیف پروردگار و یا سایر موجودات؛ قائل شدن به یگانگی شکلی میان انسان و خداوند، با دو گرایش عمده:
—        انسان شکل گرایی خداگرایانه: خداوند انسان را به شکل خود آفریده است.  
—        انسان شکل گرایی الحادی:
—        انسان خداوند را به شکل خود آفریده است. 
یونان باستان
—        1- انسان شکل گرایی یونانی:
—        یونانیان اشکال محسوس یا طبیعی (فیزیک) این جهانی را نمونه های ناقصی از اشکال متافیزیک یا آرمانی (ایده آل) موجود در جهان دیگر می دانستند. نظام دینی یوانی نظامی چند خدایی است و خدایان همچون انسان ها رفتار می کنند و تفاوت آنها با انسان ها در فانی نبودنشان است.
—        زئوس خدای بزرگ تصویری کاملا نزدیک به پدرسالار یونانی دارد: مرد آزاد و رئیس خانواده یونانی
—        زیبایی یونانی، زیبایی کالبدی، مردانه و هندسی (ابعاد آرمانی اندام ها) است.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 15:13 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 9 بهمن1386

قوم‌ شناسی موسیقی و انسان‌شناسی

gozaresh-hajarian.JPG

توضیح: چهارشنبه 5 دی ماه 1386 دکتر محسن حجاریان سخنرانی با موضوع قوم‌شناسی و انسان‌شناسی در انجمن جامعه‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار کرد. مباحث ارائه شده در این سخنرانی به دو بخش قابل تقسیم است. در بخش اول دکتر حجاریان به بیان جریان تاریخی پرداخت که منجر به شکل‌گیری علم موسیقی شناسی قومی کنونی شده است و در بخش دوم وی در پاسخ به سوالات شرکت کنندگان در سخنرانی حوزه‌های ارتباط میان دو علم انسان‌شناسی و موسیقی شناسی قومی را بررسی کرد.در زیر خلاصه ای از سخنان ایشان را می خوانیم.
ـ‌ قوم‌شناسی موسیقی:
قوم‌شناسی موسیقی به عنوان یک رشته علمی که به بررسی موسیقی به عنوان یکی از عناصر جوامع و گروه‌های انسانی می‌پردازد، در سال 1885 یعنی تنها 35 سال بعد از ظهور علم جامعه‌شناسی توسط آگوست کنت در سال 1850 شروع به فعالیت کرد. قوم‌شناسی موسیقی در حوزه‌نظری کاملا متاثر از رشته‌های مانند جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و زبان‌شناسی بوده‌است و هیچ‌گاه نظریه مستقلی نداشته‌است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 14:59 |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 بهمن1386

تحقیق : تنها، بيرون از خانه

كانون اصلاح و تربيت يكي از بهترين جاهايي است كه مسير دختران فراري به آن ختم مي‌شود.وقتی اسم کانون اصلاح و تربیت می‌آید، تصور خیلی‌ها یک عده پسر نوجوان با سرهای تراشیده است که لباس‌های خاکستری یک‌جور پوشیده‌اند و زیر آفتاب قدم می‌زنند. این درست است اما همه‌اش نیست. کمی آن‌طرف‌تر از ساختمان‌های بلند کانون پسران، یک خوابگاه و چندساختمان هم هست که به آن می‌گویند کانون دختران.ظهر است و دخترها منتظر نشسته‌اند تا بروند باشگاه. وقتی خبر می‌رسد به خاطر اعزام 3 نفر از بچه‌ها رفتنشان لغو شده، چاره‌ای انگار ندارند جز اینکه بنشینند روبه‌روی یک تازه‌وارد تا کمی با او گپ بزنند و وقتشان بگذرد. جواب اولین سؤال کافی است تا معلوم شود اینجا کجاست.ـ «خوش می‌گذره؟»ـ «نه، اینجا که جای خوش گذشتن نیست».ریحانه مي‌گويد ۲۱ سالش است اما به دادگاه گفته ۱۶سالش است تا مجازاتش سبک شود. صورتش هم به ۱۶ ساله‌ها بیشتر می‌خورد. آدم باورش نمی‌شود با این سن بچه داشته باشد اما علیرضایش حالا باید ۴ساله باشد. شوهرش که ولش کرده، برگشته خانه مادرش؛ «مامان و بابام هر دو از صبح تا شب سر کار بودن. بدبخت مامانم واسه ما کار می‌کرد ولی من خیلی اذیتش کردم». کراک مصرف می‌کرده، ولگردی می‌کرده، رابطه نامشروع داشته و شاید چیزهای دیگری که نگفته باشد. حالا بعد از همه اینها، تنها امیدش این است که خواهر کوچک‌ترش مثل خودش نشود.ریحانه هم مثل خیلی‌های دیگر روی دستش پر از جای بریدگی است. جای یک بریدگی عمیق از پایین تا بالای ساعدش، دل آدم را ریش می‌کند. رعنا هم همین‌طوری است. می‌گوید با ژیلت این‌طوری کرده. اولین حدس این است که خواسته‌اند خودکشی کنند اما جای این همه بریدگی خیلی غیرعادی به نظر می‌رسد. مددکارشان می‌گوید: «مال اینجا نیست، مال بیرون است. بین خودشان این خط و خطوط یك‌جور افه است. با کسی که دعوايشان می‌شود، آستین را مي‌دهند بالا، طرف می‌گرخد».اینجا این کارها ممنوع است. هیچ چیز خطرناکی هم دم‌دست بچه‌ها نیست تا یک وقت کاری دست خودشان یا بقیه ندهند. حتی پنجره‌ها هم طلقی هستند. با این حال دعوا بین بچه‌ها کم نیست.هر بحث کوچکی به راحتی تبدیل به دعوا می‌شود. دلیلش هم معلوم است؛ هیچ‌کدام از بچه‌هایی که اینجا هستند از لحاظ روحی و عصبی در شرایط عادی‌ نیستند. کافی است همیشه یادت بماند که ديوارهايي بلند بين تو و بيرون هست.با وجود اینکه رابطه بین مددکارها و مددجوها اصلا شبیه رابطه زندانی و زندانبان نیست اما گاهی بعضی‌ها دست به فرار هم می‌زنند. طبیعی هم هست چون بلافاصله بعد از کلمه «زندان»، کلمه «فرار» به ذهن آدم می‌رسد. کافی است میله‌هایی باشد که تو را از دنیای بیرون جدا کند تا آدم برای فرار وسوسه شود. سیمین و ریحانه یک بار فرار کرده‌اند اما گرفته‌اندشان. حتی از میله‌ها نتوانسته‌اند آن‌سوتر بروند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 11:38 |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 بهمن1386

انسان شناسی دولت

 

pareha-anth.state.jpg انسان شناسی دولت (مارک ابلس) در جوامع ما، امروز بیش از هر زمان دیگری، پرسش درباره امر سیاسی در دستور روز قرار دارد . دلیل این امر آن است که تقریبا همه جا در شرق و در غرب، ضرورت تحلیل های ظریف و عمیق از قدرت هایی که بر جماعت های ما حاکمند و روابطی که حکومت گران و حکومت شوندگان را اداره می کنند، احساس می شود. ما تا مدتهایی مدید از مشاهده دولت در ابهام و سردرگمی بودیم؛ ما از حضور همه جانبه آن در جهان مدرن، نهادها، دستگاه ها، سازمان ها در شگفتی بودیم. تا حدی که این امر سبب پدید آمدن انتزاع هایی شد که بیش از پیش در سازگاری با یکدیگر مشکل داشتند و همین طور بیش از پیش با واقعیت هایی که قصد تحلیلش را داشتند، فاصله می گرفتند. امروز که امر سیاسی خود مشکل ساز شده است و شهروندان درباره پدیده های قدرت و الزامات آنها از خود پرسش می کنند، رویکردی شکاکانه تر در این زمینه، ضروری می نماید. به نظر ما ابزارهایی که به تدریج در انسان شناسی سیاسی شکل گرفته اند به ما در درک بهتر مسائل معاصر، به نقوذ در قلب این جهان کمک می کنند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 11:9 |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 بهمن1386

انسان شناسی دندان

 

pareha-anth.dents-1.jpg

توضیح: «فرهنگ کالبد» ، کتابی است که انتشارات دانشگاهی فرانسه در سال 2007 به چاپ رسانده است و در آن حدود 240 متخصص در حوزه های انسانشناسی، جامعه شناسی،  تاریخ، جغرافی، پزشکی، روانپزشکی، روان شناسی و  علوم پایه و ...  بیش از  500  مدخل را درباره  بدن  مورد تحلیل قرار داده اند. از امروز  ترجمه مقاله مربوط به «انسان شناسی دندان » از این فرهنگ که روبرتو لیونتی از دانشگاه تریست  ایتالیا  نوشته است را در چند بخش خواهیم خواند .ساده انگارانه است اگر بپنداریم  کارکرد دندان ها صرفا به تغذیه محدود می شوند.  و هر چند نمی توان منکر نقش اساسی دندان ها در جویدن و خرد کردن اولیه غذاها در دهان بود،  اما باید دانست که فرهنگ های مختلف  کاربردهای بسیار زیاد دیگری نیز در زمینه های ارتباطی و  اجتماعی برای دندان ها قائل شده اند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 11:3 |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 بهمن1386

فرهنگ انسان شناسی(قبیله)

pareha-farhang-16.jpgواژه قبیله(tribu) ریشه ای باستانی دارد [ و بر خلاف زبان های شرقی مثل فارسی که از تنوع و تفاوت ریشه می گیرد، ریشه هایی کاملا وابسته به نظام خویشاوندی و سیاسی را در  خود حمل می کند] و از نهادهای سیاسی دوران باستان بیرون آمده است(  دوازده قبیله اسرائیل، ده قبیله آتیک در دوره کلیستن Clistène که نمادهایی از قهرمانان محلی بودند) . این واژه  معنایی متفاوت در تاریخ و در علوم اجتماعی داشته است. در جهان رومی، قبیله  یکی از تقسیمات اداری مردم بود. تریبون (tribun) جایی بود که رئیس قبیله  بر آن می نشست و تریبونال (tribunal)(دادگاه) جایی که بزرگان قبیله گرد می آمدند تا عدالت را بر کرسی نشانند. تریبو(tribut) (مالیات) سهمی بود که قبایل  باید به دولت می دادند و از همینجا افعالی چون attribuer(کمک کردن)، distribuer (توزیع کردن)، retribuer (واگذار کردن)،contribuer (مشارکت کردن) آمده اند و واژه معروفی در فرانسه یعنی contribuable(مالیات دهنده) است که باز هم از دو ریشه con به معنی «باهم » و tribu آمده است.
مردم شناسان تطور گرا(مورگان 1877) و نوتطور گرا(سالینز 1968) از قبیله که در آن شورای بزرگان اصل است، مرحله ای بینابینی در فاصله «دسته» (bande) و دولت (etat) ساختند. این گروه از نهادها که اعضایشان دارای زبان، فرهنگ و تعلق هایی بر اساس مولفه های خویشاوندی هستند در بعضی از موارد شامل بیگانگان فراری ، زندانیان و بردگان نیز می شدند. قبایل سیو(sioux) یا ایروکوی(Iroquois) در آمریکای شمالی یا قبایل عرب بدوی ممکن بود با هم متحد شوند تا در جنگی شرکت کنند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:59 |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 بهمن1386

نگاهی به محدودیت های عزاداری

yaddasht-moharam.jpgفرا رسیدن ماه محرم، مثل همیشه موجب داغ شدن بازار مباحث دینی شده است. همه اقشار، از عالمان دینی گرفته تا روشنفکران سکولار، درگیر نقد و تحلیل مساله عزاداری می شوند. طبق معمول چالش همیشگی الگوی مطلوب عزاداری و معیارهای آن مطرح است و هر قشر بر مبنای مفروضات خودش، رویکرد و نظر خاصی را در این باره اتخاذ می کند و الگوی خاص خودش را در عزاداری مطلوب و تفسیر حادثه کربلا ارائه می دهد. امسال هم همانند سال قبل و بعضا شدیدتر و بیشتر از آن، دولت و روحانیت تلاش کردند تا  دینداری و عزاداری را سامان دهی کنند. از یکسو روحانیت بیشتر و صریح تر نظر خودش را در ابطالبرخی از روش ها عنوان کرد، و از طرف دیگر نیروی انتظامی و کلانتری ها هم فعالانه تر از سال پیش وارد میدان شدند تا مانع بروز رفتارهای غیر قانونی و خلاف الگوی مطلوب شوند. به هر حال این مساله همچنان در تداوم ماجرای تاریخی نزاع برسر الگوی عزاداری و حرمت و مکروه بودن پاره ای از اعمال و رفتارها و ابزارها قرار می گیرد. البته علما به طور تاریخی همواره با این مساله درگیر بوده اند، از لولو و مرجان تا حماسه حسینی و شهید جاوید، تلاش های مکتوب علما در نقد این موضوع بوده است، و شفاهاً هم در هر دوره ای فتاوای متعددی در حرمت برخی اعمال نظیر قمه زنی و ... داشته ایم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:55 |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 بهمن1386

زندگی نامه ارنست گلنر (دیوید شنکلند ترجمه زهرا سادات میررضی)

 
tarikh-gellner.jpg
تولد: 9 دسامبر 1925، پاریس، فرانسه
مرگ:5 دسامبر 1995،پراگ(Prague) ، جمهوری چک

ارنست گلنر (Ernest Gellner) که بین سالهای 1984 تا 1993 کرسی ویلیام وایز در انسان شناسی اجتماعی در دانشگاه کمبریج را در دست داشت، در سال های 1991 تا 1994 ر‍ئیس انجمن انسان شناسی سلطنتی (Royal Anthropological Institute) بود و سپس ریاست مرکز مطالعه ملی گرایی (Centre for the Study of Nationalism) دانشگاه اروپای مرکزی پراگ (Central European University) را بر عهده گرفت. از آنجا که او یک سخنران توانا و بدیهه گویی درخشان بود، از تمام دنیا برای سخنرانی از وی دعوت می شد. او خود نیز از این امر استقبال می کرد. او گلنر عنوان نویسنده ای پر کار که نوشته هایش همیشه در حال رشد، تغییر و تمایز بود، هیچ نشانی از ضعف را تا قبل از مرگش نشان نداد. علیرغم جایگاه با نفوذی که او در حرفه خویش به دست آورده، هنوز آثارش به طور عمیقی بحث انگیز باقی مانده اند.
او فیلسوفی خرد گرا بود که تنها بعد از به دست گرفتن سمت مربی  در مدرسه علوم اقتصادی لندن (LSE) در سال 1949 به انسان شناسی وارد شد. گلنر با حمله ای  به ویتگنشتاین(Wittgenstein) متاخر به شهرت رسید. آن کتاب ستیزه گر [که در آن به ویتگنشتاین حمله کرد] مشخصات نوشته های بعدی او را در بر داشت: سرسختی، بیزاری از ابهام یا سربستگی، میل به درنظرگرفتن اندیشه ها به عنوان بازتاب زمینه اجتماعی آنها، تمایل به کار با الگوهای به شدت ساده شده رفتار اجتماعی، و فرض این که نظام های فکری، همانند یک بسته کلی ارائه می شوند که وقتی به طور دقیق تحلیل گردند، می توان آنها را به اجزای تشکیل دهنده شان تفکیک کرد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:53 |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 بهمن1386

نادر افشار نادری

tarikh-nader.jpg

دکتر نادر افشار نادری در سال 1305 در مشهد به دنیا آمد. پدرش اسماعیل میرزا با شش پشت از نوادگان نادرشاه افشار بود. خانواده میرزا اسماعیل هشت فرزند داشت که«نادر» کوچکترین این فرزندان به شمار می رفت. نادر برادری به نام «داوود میرزا» داشت. این دو، شش خواهر نیز داشتند. نادر تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مشهد به پایان برد. برای تحصیل دانشگاهی به تهران آمد و در حین تحصیل رشته فلسفه وعلوم تربیتی در دانشگاه تهران، در وزارت فرهنگ آن روز ( وزارت آموزش وپرورش فعلی ) به تدریس می پرداخت. در سال 1337 موفق به اخذ درجه لیسانس گردید و تحصیلات خود را در رشته  جامعه شناسی در مؤسسة مطالعات وتحقیقات اجتماعی‌دانشگاه تهران ادامه داد و در سال 1339 مدرک کارشناسی ارشد خود را دریافت کرد. آنگاه برای تحصیلات تکمیلی راهی  کشور فرانسه شد. در فرانسه وی به تحصیل رشتة مردم‌شناسی‌پرداخت و در سال 1343 مدرک دکترای خود را در این رشته دریافت کرد.
پس از بازگشت به ایران، در سال 1344 و با موافقت دکتر غلامحسین صدیقی، به تدریس«‌ مردم‌شناسی نظری‌« مشغول شد. دکتر افشار نادری همواره پژوهش را با تدریس ترکیب کرده بود. وی با گروه‌های تحقیقاتی مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی همکاری می کرد، تا سرانجام، با سه محقق دیگر یعنی جواد صفی‌نژاد، هوشنگ کشاورز صدر و حسن پارسا، گروه عشایری ‌را از درون گروه روستایی/ عشایری موسسه مطالعات اجتماعی جدا کرد و  به آن استقلال بخشید وسرپرستی آن را به عهده گرفت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:48 |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 بهمن1386

علی بلوکباشی

tarikh-bolookbashi.jpg
على بلوکباشى در سال ۱۳۱۴ به دنیا آمد. تحصیلات آغازین خود را در تهران به پایان برد و به زودی به دانش و پزوهش علاقه مند شد. ایشان درباره علاقه مندی خود به نویسندگی و پژوهش می گوید : « در سالهاى ابتدایى دوران دبستان جزوه بینوایان که هفته به هفته چاپ مى شد را با پول توجیبى که هر هفته مى گرفتم، مى خریدم و بااشتیاق تمام مى خواندم و هر هفته منتظر مى ماندم تا جزوه بعدى بیاید تا ادامه داستان را بخوانم. پشت هر کدام از این جزوات جلدى بود که خواننده ها نظرشان را بنویسند و براى ناشر بفرستند و من در یکى از این جزوات احساس خودم را از داستان نوشتم و براى [ موسسه] انتشاراتى معرفت فرستادم و آنها این نوشته مرا چاپ کردند و چاپ این نوشته از من، آن هم در سنین ده-دوازده سالگى باعث شد که دلبسته نوشتن شوم .... تا اینکه نوبت دبیرستان شد و من دیپلم طبیعى آن زمان را گرفتم. ولى عاشق ادبیات بودم و على رغم اینکه مى توانستم در دانشگاه رشته پزشکى را دنبال کنم، رفتم به آموزشگاه شبانه خزاعلى و دیپلم ادبى گرفتم» . به نظر می رسد که دکتر محجوب، معلم ادبیات آن دبیرستان استعداد پژوهش را در وی کشف می کند و گامی عملی در پرورش این استعداد بر می دارد : «براى کلاس شادروان محجوب قصه اى نوشتم به نام«گربه سفیده» که محتوایش زندگى فرهنگى مردم یک خانواده سنتى و رابطه بین عروس و مادرشوهر را نشان مى داد. داستان را وقتى که در کلاس خواندم دکتر محجوب خیلى از آن استقبال کرد. گفت این داستان همه چیز دارد. از ساخت و پرداخت بگیر تا بن مایه و هر آنچه که یک داستان خوب لازم دارد را در خود دارد و باید این داستان را چاپ کنم.» این داستان کوتاه بعدها در مجله پیام نوین به چاپ رسید.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:46 |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 بهمن1386

جلسه سیزدهم

امروز آقای دکتر سرکارآرانی مؤلف کتاب (فرهنگ آموزش در ژاپن) در کلاس ما حضور یافتند.ایشان کلیپهایی از کلاسهای درس مقاطع دبستان و متوسطه در ژاپن تهیه نموده بودند که واقعاً دیدنی بود.

در کلیپ اول نشان داده می شد که 7 نفر از دانش آموزان در کنار تخته ایستاده بودند و مشغول درس دادن بودند و معلم در انتهای کلاس مشغول بررسی توانایی آنها در این کار گروهی بود و استعدادهای آنها را مشخص میکرد و در انتها بررسی مینمود که برای کارایی بیشتر کدام دانش آموزان باید با هم در کارهای کلاسی همکاری کنند. در آخر کلاس دانش آموزان نظر خود را راجع به آن روز درسی در دفاتر خود مینویسند و روی میز معلم میگذارند و بعد از رفتن بچه ها معلم تمام دفاتر را به دقت می خواند و در صورت لزوم برای دانش آموزان یادداشت مینویسد.

دکتر سرکارآرانی به تجربیات خود در ژاپن نیز اشاره نمودند، یک نمونه از آنها این بود که معلمان در  معرفی خود هیچگاه نمیگویند من معلم کلاس... هستم بلکه میگویند من فلانی هستم و با دانش آموزان کلاس... زندگی میکنم.

خلاصه کلام آموزش و پرورش در ژاپن برای آموزگاران یعنی همان زیست کردن و برای دانش آموزان یعنی انضباط، سخت کوشی و جدی گرفتن.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:38 |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 بهمن1386

جلسه دوازدهم

این جلسه و مهمون عزیزمون اقای دکتر بیوک محمدی که سفری به کانادا کرده ومشاهدات  خود را برای ما بیان کرده که عبارتند از:سفرنامه ها بیشتر به توصیف پدیده های فیزیکی  می پردازند اما امروزه سفرنامه ای انسان شناسی به هنجارها و ویژگی های فرهنگ می پردازد .دکتر محمدی  با رفتن به کانادا و مشاهده ی مشکلات ایرانیانی که در این کشور ساکن هستند تصمیم به  پژوهشی در این زمینه می گیرد و حاصل ان هم کتاب ایرانیان مقیم کاندا می شود .دکتر محمدی از جمله مشکلاتی که در زندگی ایرانیان مقیم در خارج می بیند 1-از هم گسیختگیخانواده ها می باشد دکتر بیان می کرد که تقریبا 70درصد خانواده های ایرانی بعد از مهاجرت به خارج از هم جدا می شوند 2-تربیت فرزندان : شکاف نسلی که میان فرزندان با والدین به وجود می اید و تفاوت فرهنگی در میان انها والدین را ناراحت می کند وسردر گم می شوند.3-کار ومشکلات انها: پیدا کردن کار  و نگه داشتن ان مستلزم تلاش بسیار و نشان دادن استعداد بسیار مهم است .4-کم ارزشی شدن تجربه های ایرانیان مشکل دیگر انها می باشد .5-رقابت برای موثر بودن :در ایران افراد ناتوان جایگاه بزگ و والا را نصیب خود می کنند و بالعکس اگر کمی نخبه باشی جایگاهی نداری اما در کانادا کاملا خلاف این امر می باشد  و باسیتم ازیابی افراد و سنجش میزان استعداد انها  افراد دارای قابلیت تنها جایگاه دارند .6-استاندارد سازی و تعریف استداردهایی که اینه می شوند معیار افراد نخبه که می توان گفت در ایران هیچ استانداردی برای هیچ کاری وجود ندارد  7-حریم شخصی افراد و ممنوعیت از تجاوز به حریم افراد.برای مثال می توان گفت که در غرب هیچ توهینی بالاتر از این نیست که از فردی در بپرسند مذهبش چیست ؟8نظم9- رعایتع قانون 10-توجه به حقوق اجتماعی .
شاید ما ایرانیان هم اگر تک تک مان در زندگی روزمره مان به این مسائل توجه کنیم روزی بتوانیم به رشدی برسیم که حداقل به عنوان یک انسان از حق وحقوقی برخوردار شویم.  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:34 |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 بهمن1386

جلسه ذهم

خانمی اهل ایتالیا پای تخته بودند این خانم عکس هایی رو از ایتالیا تهییه کرده بود که نشان از فرهنگ خاص ایتالیا بود  و در واقع استاد با این کارش می خواسته راه وروش مردم نگاری به ما یاد بده یا می تونم اینطوری بگم که یکی از شاخه های انسان شناسی امروز در کلاس تدریس شد شاخه ای که به دنبال اقوام نمی رود بلکه به دنبال چیزهای نو می باشد یا به زبان ساده تر اینکه به دنبال این است که مردم چه می خورند و چه می پوشند و چه کاری انجام میدهند ؟در واقع نحوه ی لباس پوشیدن یا صحبت کردن و یا اعتراض کردن افراد امروزه برای مردم نگاران مهمتر از قومیت انها می باشد . شهرهای مختلف ایتالیا که هرکدام به نوعی از دیگری به وسیله ی چیزی مثلا لباس رنگ غذا ومعماری و غیره از هم جدا شده اند در واقع می توان گفت اینها همه نشان از فرهنگ های متفاوت در جای جای دنیا می باشد.قبل از دیدن عکس ها و حرفهای استاد تصور من از غرب این بود که ادمهایی کاملا متفاوت از ما هستند الان هم همین فکر می کنم ولی تفاوت اونهارو در فرهنگ ها دارم می بینم در هنجارها وارزش های اجتماعی وتازه فهمیدم که ادم ها با تمام تفاوت هایی که دارند ولی دارای شبهات بسیار بزرگی هم هستند و اون هم داشتن فرهنگ برای تمام جوامع می باشد.در ادامه ی کلاس اقای احسان صید افکن فیلمی رو که درمورد موسیقی رپ تهییه کرده بود نمایش دادند وتوضیحاتی راجع به اون دادن که جالب بود اینکه اصلا رپ چی هست فلسفه ی رپ چیست و از کجا شروع شده و ویژگی های اون و اینکه در ایران دارای چه وضعیتی هست ؟اغلب ما وقتی به موسیقی گوش می دیم بیشتر به دنبال این هستیم که اون موسیقی به دلمون بشینه و خوشمون بیاد و کمتر کسی می تونیم پیدا کنیم که مثل اقای صید افکن به دنبال این باشه که اصلا این موسیقی از کجا اومده و چی می خواد بگه ؟موسیقی رپ از امریکا توسط سیاهپوستان برای نشان دادن اعتراض خود  سرچشمه گرفته است به عبارتی می توان گفت درگیری های میان نژاد سیاه پوستان و نژاد سفیدپوستان را سرچشمه ی شروع رپ دانست ۰موسیقی رپ شامل اهتراضات سیاه پوستان از وضیعت خود در جوامع است که به صورت کلمات پشت سرهم بیان می شود و وضع بد را توضیح می دهد که امروزه در ایران هم از این نوع موسیقی استفاده می شود ۰افراد این گروه اونیفرم مخصوصی دارند که می توان گفت این اونی فرم شامل لباس های بلند وگشاد می باشد و مدل موی خاصی نیز دارند ۰ امروزه در ایران نه تنها برای اعتراض بلکه بیشتر بیان ابراز احساسی از سوی یک فرد این موسیق ی به کار گرفته شده است که در اینجا باید از این افراد این سئوال را پرسید که ایا به واقع می دانند رپ چیست یا تنها ظاهری از رپ را دیده وبه تقلید پرداخت اند ؟
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:23 |  لینک ثابت   •