تبليغاتX
زاویه باز

شنبه 6 بهمن1386

جلسه سیزدهم

امروز آقای دکتر سرکارآرانی مؤلف کتاب (فرهنگ آموزش در ژاپن) در کلاس ما حضور یافتند.ایشان کلیپهایی از کلاسهای درس مقاطع دبستان و متوسطه در ژاپن تهیه نموده بودند که واقعاً دیدنی بود.

در کلیپ اول نشان داده می شد که 7 نفر از دانش آموزان در کنار تخته ایستاده بودند و مشغول درس دادن بودند و معلم در انتهای کلاس مشغول بررسی توانایی آنها در این کار گروهی بود و استعدادهای آنها را مشخص میکرد و در انتها بررسی مینمود که برای کارایی بیشتر کدام دانش آموزان باید با هم در کارهای کلاسی همکاری کنند. در آخر کلاس دانش آموزان نظر خود را راجع به آن روز درسی در دفاتر خود مینویسند و روی میز معلم میگذارند و بعد از رفتن بچه ها معلم تمام دفاتر را به دقت می خواند و در صورت لزوم برای دانش آموزان یادداشت مینویسد.

دکتر سرکارآرانی به تجربیات خود در ژاپن نیز اشاره نمودند، یک نمونه از آنها این بود که معلمان در  معرفی خود هیچگاه نمیگویند من معلم کلاس... هستم بلکه میگویند من فلانی هستم و با دانش آموزان کلاس... زندگی میکنم.

خلاصه کلام آموزش و پرورش در ژاپن برای آموزگاران یعنی همان زیست کردن و برای دانش آموزان یعنی انضباط، سخت کوشی و جدی گرفتن.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:38 |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 بهمن1386

جلسه دوازدهم

این جلسه و مهمون عزیزمون اقای دکتر بیوک محمدی که سفری به کانادا کرده ومشاهدات  خود را برای ما بیان کرده که عبارتند از:سفرنامه ها بیشتر به توصیف پدیده های فیزیکی  می پردازند اما امروزه سفرنامه ای انسان شناسی به هنجارها و ویژگی های فرهنگ می پردازد .دکتر محمدی  با رفتن به کانادا و مشاهده ی مشکلات ایرانیانی که در این کشور ساکن هستند تصمیم به  پژوهشی در این زمینه می گیرد و حاصل ان هم کتاب ایرانیان مقیم کاندا می شود .دکتر محمدی از جمله مشکلاتی که در زندگی ایرانیان مقیم در خارج می بیند 1-از هم گسیختگیخانواده ها می باشد دکتر بیان می کرد که تقریبا 70درصد خانواده های ایرانی بعد از مهاجرت به خارج از هم جدا می شوند 2-تربیت فرزندان : شکاف نسلی که میان فرزندان با والدین به وجود می اید و تفاوت فرهنگی در میان انها والدین را ناراحت می کند وسردر گم می شوند.3-کار ومشکلات انها: پیدا کردن کار  و نگه داشتن ان مستلزم تلاش بسیار و نشان دادن استعداد بسیار مهم است .4-کم ارزشی شدن تجربه های ایرانیان مشکل دیگر انها می باشد .5-رقابت برای موثر بودن :در ایران افراد ناتوان جایگاه بزگ و والا را نصیب خود می کنند و بالعکس اگر کمی نخبه باشی جایگاهی نداری اما در کانادا کاملا خلاف این امر می باشد  و باسیتم ازیابی افراد و سنجش میزان استعداد انها  افراد دارای قابلیت تنها جایگاه دارند .6-استاندارد سازی و تعریف استداردهایی که اینه می شوند معیار افراد نخبه که می توان گفت در ایران هیچ استانداردی برای هیچ کاری وجود ندارد  7-حریم شخصی افراد و ممنوعیت از تجاوز به حریم افراد.برای مثال می توان گفت که در غرب هیچ توهینی بالاتر از این نیست که از فردی در بپرسند مذهبش چیست ؟8نظم9- رعایتع قانون 10-توجه به حقوق اجتماعی .
شاید ما ایرانیان هم اگر تک تک مان در زندگی روزمره مان به این مسائل توجه کنیم روزی بتوانیم به رشدی برسیم که حداقل به عنوان یک انسان از حق وحقوقی برخوردار شویم.  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:34 |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 بهمن1386

جلسه ذهم

خانمی اهل ایتالیا پای تخته بودند این خانم عکس هایی رو از ایتالیا تهییه کرده بود که نشان از فرهنگ خاص ایتالیا بود  و در واقع استاد با این کارش می خواسته راه وروش مردم نگاری به ما یاد بده یا می تونم اینطوری بگم که یکی از شاخه های انسان شناسی امروز در کلاس تدریس شد شاخه ای که به دنبال اقوام نمی رود بلکه به دنبال چیزهای نو می باشد یا به زبان ساده تر اینکه به دنبال این است که مردم چه می خورند و چه می پوشند و چه کاری انجام میدهند ؟در واقع نحوه ی لباس پوشیدن یا صحبت کردن و یا اعتراض کردن افراد امروزه برای مردم نگاران مهمتر از قومیت انها می باشد . شهرهای مختلف ایتالیا که هرکدام به نوعی از دیگری به وسیله ی چیزی مثلا لباس رنگ غذا ومعماری و غیره از هم جدا شده اند در واقع می توان گفت اینها همه نشان از فرهنگ های متفاوت در جای جای دنیا می باشد.قبل از دیدن عکس ها و حرفهای استاد تصور من از غرب این بود که ادمهایی کاملا متفاوت از ما هستند الان هم همین فکر می کنم ولی تفاوت اونهارو در فرهنگ ها دارم می بینم در هنجارها وارزش های اجتماعی وتازه فهمیدم که ادم ها با تمام تفاوت هایی که دارند ولی دارای شبهات بسیار بزرگی هم هستند و اون هم داشتن فرهنگ برای تمام جوامع می باشد.در ادامه ی کلاس اقای احسان صید افکن فیلمی رو که درمورد موسیقی رپ تهییه کرده بود نمایش دادند وتوضیحاتی راجع به اون دادن که جالب بود اینکه اصلا رپ چی هست فلسفه ی رپ چیست و از کجا شروع شده و ویژگی های اون و اینکه در ایران دارای چه وضعیتی هست ؟اغلب ما وقتی به موسیقی گوش می دیم بیشتر به دنبال این هستیم که اون موسیقی به دلمون بشینه و خوشمون بیاد و کمتر کسی می تونیم پیدا کنیم که مثل اقای صید افکن به دنبال این باشه که اصلا این موسیقی از کجا اومده و چی می خواد بگه ؟موسیقی رپ از امریکا توسط سیاهپوستان برای نشان دادن اعتراض خود  سرچشمه گرفته است به عبارتی می توان گفت درگیری های میان نژاد سیاه پوستان و نژاد سفیدپوستان را سرچشمه ی شروع رپ دانست ۰موسیقی رپ شامل اهتراضات سیاه پوستان از وضیعت خود در جوامع است که به صورت کلمات پشت سرهم بیان می شود و وضع بد را توضیح می دهد که امروزه در ایران هم از این نوع موسیقی استفاده می شود ۰افراد این گروه اونیفرم مخصوصی دارند که می توان گفت این اونی فرم شامل لباس های بلند وگشاد می باشد و مدل موی خاصی نیز دارند ۰ امروزه در ایران نه تنها برای اعتراض بلکه بیشتر بیان ابراز احساسی از سوی یک فرد این موسیق ی به کار گرفته شده است که در اینجا باید از این افراد این سئوال را پرسید که ایا به واقع می دانند رپ چیست یا تنها ظاهری از رپ را دیده وبه تقلید پرداخت اند ؟
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:23 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 13 آذر1386

جلسه نهم

بحث امروز  در مورد فوايد علم بود .دكتر فاضلي كلام خود را اينگونه اغاز كرد كه امروزه يك نگراني ئ دغدغه اي كه دانشجويان دارند اين است كه رشته ي تحصيلي انها چه سود وفايده اي براي انها دارد و چه كمكي به انها مي كند؟ مفيد بودن يك چيز و تاكيد بر ان مضرراتي هم به دنبال دارد كه از جمله اين مضرات مي توان گفت كه :علم را اگر به صرف كاربردهاي اقتصادي و بيروني اش بخواهيم در نظر بگيريم پيامدهايي دارد و ان بي اعتبار كردن علم است .در حاليكه بايد از دستكاري كردن و دخالت خودآگاه در علم جلوگيري كرد .عيب ديگر اين است كه باعث مي شود خيلي از واقعيت ها را نبينيم و تنها به دنبال چيزهايي باشيم كه در زمان حال به درد ما مي خورد و از مشاهده ي اموري كه در طول تاريخ وجود داشته و براي رسيدن به نظريه هاي دانش جا بمانيم .بعضي ها به خاطر همين معتقدند كه علت عدم توسعه علم در كشورهاي در حال رشد نيافتن و كشورهاي غقب مانده از جمله ايران اين است كه علم فايده گرايانه است و از بس انسان به دنبال اين است كه از دانش اموخته شده در زمان حال استفاده كند موجب عقب ماندگي علم شده است .حال اينكه شيوه ي استفاده كردن ومفيد بودن علم به افراد ياد داده نشده است و تنها توصيه به يادگيري علم و چيزهايي كه به درد مي خورد شده است . علم انواع فايده را دارد و بايد به مجموعه فوايد علم توجه كرد نه اينكه تنها فايده اي در زمان حال داشته باشد و بايد راه درست استفاده كردن از علم را ياد گرفت و يكي از همين راه ها اين است كه به فايده ي علم توجه نشود و به علم براي پيشرفت طمعي نداشته باشيم كه اين طمع به علم مي شود جهل ومي توان گفت كساني كه از علم فايده برده اند به يقين نگاهشان فايده گرايانه نبوده است .در ادامه ي كلاس استاد به معرفي كتاب جوامع سنتي وتغييرات فني نوشته ي جرج فاستر و ترجمه ي دكتر مهدي ثريا پرداخت .كتاب جوامع سنتي كتاب كلاسيك بسيار معتبري مي باشد . اين كتاب در مورد كاربردهاي انسان شناسي مي باشد و مي توان گفت يك مثال براي اين است كه چگونه مي توان انسان شناسي را به كار برد؟ اين كتاب روش انسان شناسي است و تمامي ان مثال و توصيف مي باشد و اين مثال ها حول يك محر امده است و ان اين است كه چگونه انسان شناس به كشورهاي عقب مانده كه مي خواهند وضعيتشان را تغيير بدهند و به رشد برسند كمك كند؟اين كتاب در حوزه هاي مختلف اين جوامع از قبيل كشاورزي دامداري مدارس وضعيت زنان وكودكان و ... بررسي و كاوش كرده است .ايده ي اصلي فاستر اين است كه فرهنگ زمينه هدف و ابزار توسعه مي باشد و به طور كلي براي رفاه اجتماعي در تمامي شاخص ها فرهنگ يعني شيوه ي زندگي مردم و ارزش ها و باورهايشان بسيار مهم است و به خاطر همين انسان شناس مي تواند در تمامي زمينه ها دخالت كند و نظر بدهد . فاستر معتقد است كه مشكلاتي كه كشورهاي در حال رشد نيافتن دارند به 3 دليل است :1-موانع فرهنگي 2-موانع اجتماعي 3-موانع رواني . مثلا در فصل پنجم كتاب اولين مانع فرهنگي در توسعه را سنت مي داند و مي گويد در بعضي از جوامع و فرهنگ ها هر چيز نو وجديدي دلخواه ومورد پسند مردم است ولي در بعضي از جوامع و فرهنگ ها خلاف اين امر مي باشد يعني با هر چيز نوعي مخالفت مي كنند و هر چيز نو به جرم نو بودنش كنار گذاشته مي شود .و كار انسان شناس نيز از همان جايي شروع مي شود كه فرهنگي قادر به پذيرفتن پديده هاي نوع نمي باشد و جوامع به نوآوري پشت كرده وان را توطئه ي دشمن مي دانند و به پشتوانه ي فرهنگي و جبرگرايي فرهنگ مانع تغيير مي شوند . جرج فاستر عامل بعدي را برتر دانستن قوميت نسبت به ديگر اقوام مي داند و اين برتري قومي است كه مانع تغيير مي شود .عامل بعدي غرور و حرمت ومقام افراد مي باشد اينكه هر انساني با هر موقعييت ومقام و رفتاري كه دارد كامل ومناسب است و ديگر نيازي به تغيير و عوض شدن ندارد و تغيير را مايه ي ابروريزي مي داند وهمين ترس از بي ابرويي و بي اعتبار شدن مانع تغيير وتحول مي شود.فاستر به كمك انسان شناسي در برداشتن اين موانع اقدام مي كند و در حال تاثير گذاري به جا در اين كشورها مي باشد .و كار انسان شناس را شناخت تغييرات فرهنگي لازم مي داند و اينكه انسان شناس به اين نگاه مي كند كه براي تغيير با چه موانعي روبه رو است و حال براي برداشتن اين موانع چه كارهايي بايد انجام دهد كه در فصل يازدهم كتاب در مورد ان صحبت كرده است و به طور كلي انسان شناس را براي اين مي داند كه كمك كند تا مناسك به محتوا تبديل شود .در پايان هم مي توان اين نكته را بيان كرد كه عرضه ي نقطه نظر وبينش مناسب و ارائه ي اطلاعات عيني از واقعيات جامعه بزرگترين خدمتي است كه يك مردم شناس مي تواند به يك جامعه ارائه دهد
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:27 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 6 آذر1386

جلسه هشتم

مارگارت مید انسان شناس شاعر و نویسنده ی آمریکایی است که کتاب بلوغ در ساموا از نوشته های او میباشد . چاپ اول این کناب در سال ۱۹۲۶ بوده است و تا سال ۱۹۷۷ به چهل زبان ترجمه شده است . ساموا بخشی از بومیان استرالیا در گینه ی نو میباشد ، کتاب بلوغ در ساموا  مونوگراف یا تک نگاری میباشد . کتاب آدمیان وسرزمینها از سایر نوشته های مید است که علی اصغر بهرامی این کتاب را ترجمه کرده و این کتاب به بررسی تطبیقی  شیوه ی زندگی اسکیموها ،بادیها وسرخپوستها پرداخته است .كتاب فرهنگ وتعهد :مارگارت ميد در مقدمه ي كتاب به اين اشاره مي كند كه هم اكنون در عصري زندگي مي كنيم كه هزاران نمونه ي زندگي گذشتگان را مي دانيم و شيوه هاي زندگي در جهان وجود دارد كه بسيار با هم متفاوت اند .نتيجه اي كه مارگارت ميد از اين بحث مي گيرد اين است كه در هر جامعه اي 3 نسل زندگي مي كنند:1- پدر بزگ ها و مادربزرگ ها 2- پدر ان ومادران 3- بچه ها و نوه ها كه هر كدام نماينده ي يك فرهنگ خاص مي باشند و امروزه به اين دليل احترام نياكان كمتر شده است چون ديگر حامل فرهنگ نيستند و شكاف نسل ها يعني 3 نسلي كه به 3 فرهنگ تعلق دارند وابزار فرهنگ يابي هر كدام با ديگري متفاوت است .در پايان مارگارت ميد اين را مي خواهد بگويد كه امروزه همه چي نمادين شده است و اينكه تخيل در دنياي امروز جايگاه عظيمي دارد و دنيا دنياي معنا شده است و دراين دنيا معنا هاست كه منتقل مي شوند نه كاربردها .
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:24 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 29 آبان1386

جلسه هفتم

 استاد کتاب  انسان در عصر توحش نوشته ی " ئولین بید"  ترجمهء " محمود عنایت"  را  به ما معرفی کردند و بخشهایی از آن را قرائت نمودند.

در این کتاب سعی بر نشان دادن آن است که، نابرابری بین زنان و مردان امری است ساختهء اجتماع و نه امری اجتناب ناپذیر و طبیعی. در این کتاب آمده است که  95% ابداعات و اکتشافات بشر، در زمانیکه هنوز بین زنان و مردان ساختار اجتماعی نابرابری وجود نداشت،  توسط زنان صورت پذیرفته است.

 

(زن، زن به دنیا نمی آید بلکه جامعه او را زن میکند) مطالعات انسان شناسی جایگاه  زنان را در جوامع مختلف نشان میدهد، جوامعی که در آنها نقشهای زنانه نظیر پرورش و نگهداری از کودکان، به عهدهء مردان و نقشهای مردانه نظیر تهیهء امکانات زندگی، به عهدهء زنان بوده است، لذا انسان شناسی نیز بر این امر که، عواملی همچون تاریخ، فرهنگ ، تجربهء تاریخی و بطور کل نوع جهان بینی جامعه،  نابرابری بین زنان و مردان را ایجاد نموده است و نه عواملی اجباری ، طبیعی و اجتناب ناپذیرتاکید کرده است..

نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:21 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 22 آبان1386

جلسه ششم

در این جلسه در مورد کتاب روانشناسی اجتماعی نوشته اتو کلاین برگ صحبت شد.  فصل دوم در مورد رفتار اجتماعی حیوان است فرهنگ جانوران ووضعیت زندگی اجتماعی حیوان را بیان کرده و در بخش هایی در مورد عوامل اجتانگیزش.میل جنسی. رفتارهیجانی.ادراک وفهم ....
ارزش این کتاب به مثال های فراوان است.
همچنین در مورد کودکانی که بدور از اجتماع بزرگ شدند نکاتی را بیان کرده که روانشناسان روی انها کار کردند :بعضی ها دارای شخصیت حیوانی هستنددارای پشت خمیده بدون زبان ......
رفتار بشر تحت تاثیر فرهنگ است .مالینوفسکی درباره فرهنگ جامعه ها بحث کرده است.پدیده تملک اساس ساختمان اجتماعی جامعه است .
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:52 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 2 آبان1386

جلسه پنجم

دانشگاه جاییست که ظرفیت های ذوق ما را تقویت میکند.

زندگی های عاشقانه وقتی از حالت رابطه رمانتیک فردی وارد چهار چوب حقوقی خانواده میشود اصولا منجر به طلاق میشود.
گوردیو در پاسخ به این سوال که آیا کسانی که سرمایه فرهنگی ندارند یعنی مدرسه و محیط خانواده ارزشی را به آنها منتقل نکرده محکوم به نادانی ابدی اند؟میگوید:خیر راه حل آگاهی باز اندیشانه است یعنی دید انتقادی به خود .
در کتاب اموزش در ژاپن نوشته دکتر محمد رضا سر کارآنی آمده است:ژاپنی ها از ابتدا به کودکانشان می آموزند نسبت به خود دید انتقادی داشته باشند.و همیشه فکر کنندعیب از خودشان است و خود باید تغییر کنند.در این کتاب از مسائلی نظیر شوق انگیز بودن مدارس توجه زیاد به رشد شخصیت کودک ارائه محتوای مطالب مناسب در ژاپن اشاره شده است.دکتر سر کار آرانی از فروردین ۷۴تا شهریور ۸۰در کلاسهای درس دوره ابتدایی حضور یافته و در مورد اینکه آیا کیفیت آموزش عمومی در ژاپن از سطح بالایی برخوردار است تحقیق کرده است.

نوشته شده توسط مهدیه شیری در 12:9 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 29 مهر1386

جلسه چهارم

روش انسان شناسی

هر علم دارای یک زبان است که به کمک آن ایده ها وداده ها و دستاوردهای خود را در آن عرضه میکند و هر علم از جمله انسان شناسی دارای یک روش است .
وجه تمایز دین ، عرفان ، فلسفه و علم روش وزبان است .
زبان و روش خاص علم است و زبان و روش بینش ها را شکل میدهند .

روش :
1- فن و تکنیک ---------> اشاره به ابزارها و راهبردهایی دارد که هر دانشی برای گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل اطلاعات به کار میبرد و بیشتر از روشهای کمی و آماری استفاده میشود مثل مشاهده و مصاحبه استفاده از دوربین و ضبط صوت ...
2- روش شناسی ---------> وقتی میگوییم کیفی منظور روش شناسی کیفی است و وقتی میگوییم کمی منظور روش شناسی کمی است . یک فرض اصلی وجود دارد : ما از طریق استنباط آماری به شناخت و فهم میرسیم .

مردم نگاری تکنیک نیست بخشی از رویکرد کیفی مردم نگاری است . مردم نگاری هویت رشته انسان شناسی محسوب میشود مردم نگاری روشی است که ما به وسیله آن فرهنگی را توصیف تبیین و تحلیل میکنیم .

نوشته شده توسط مهدیه شیری در 13:35 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 17 مهر1386

جلسه دوم

انسان شناسی چیست؟ 

 ۱.یک راه ساده این است که ببینیم انسان شناسان چه کاری انجام میدهند و از روی ان بفهمیم انسان شناسی چیست . ۲.انسان شناسان چه محصولات و منابعی را خلق کردند؟به تعبیر دیگر دستاوردها چه بوده ؟  ۳.انسان شناسان به چه زبان یا رسانه ای سخن میگویند؟ نظام ارتباطی و تعامل بین انسان شناسان را مطالعه کنیم . در زبان ویژگی تاریخی تجربیات ملتها و ... مشخص میشود . انسان شناسی نوعی گفتمان و زبان است .

گفتمان انسان شناسی یا زبان انسان شناسانه چیست ؟زبان انسان شناختی چه ویژگی دارد وکاربردهایش چگون است.

به یک زبان آکادمیک تسلط پیدا کند.زبان آکادمیک عبارت است از دستورو قلمرو واژگان و کاذبردهای خاص زبان یک رشته است  روش دیدگاه قلمرو موضوعی وتمام دستاوردهای یک رشته است.هر زبان ریاضی شیمی سینما کشاورزی دامپروری و...حرفهایی است

تونی بچر در کتاب قلمرو ها و قبیله های دانشگاهی به شباهت رشته های علمی به قبیله اشاره کرده است.

علم وقتی علم است که انتزاعی باشد.شرط علم فاصله گرفتن از واقعییات جامعه است۱.فاصله ۲.روش

 

 

نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:30 |  لینک ثابت   •