تبليغاتX
زاویه باز

دوشنبه 3 تیر1387

جلسه یازدهم

سیر تحول داستان‌نویسی معاصر
کتاب «گزاره‌هایی درباره ادبیات معاصر»
نویسنده: دکتر علی تسلیمی
این کتاب شرح سیر تحولی داستان نویسی فارسی معاصر است. نویسنده این سیر تحولی را به هفت دوره تقسیم می‌کند:
دوره اول: از اواخر سال 1280 به بعد. رمان‌های مراغه‌ای، طالبوف، دهخدا، جمال‌زاده و .. در این دوره جای می‌گیرد.
دوره دوم: در این دوره به بررسی موضوعاتی مثل مرگ، عشق، زندگی به عنوان محور داستان  نویسی فارسی در دهه دوم قرن 14 (سال 1310 به بعد) و همچنین تجزیه و تحلیل آثار افرادی مثل هدایت، حجازی، علوی و ... پرداخته می‌شود.
دوره سوم: دوره سوم این کتاب تحت عنوان جامعه‌گرایی و جامعه‌ستیزی مطرح می‌شود. داستان‌های آل‌احمد و داستان‌نویسان چپ و مارکسیست ایرانی در این دسته جای می‌گیرند.
دوره چهارم: دوره چهارم این کتاب تحت عنوان روایت‌های روستایی و محلی معرفی می‌شود. در این دوره به داستان‌های دولت‌آبادی، صمد بهرنگی و... پرداخته می‌شود.
دوره پنجم: دوره پنجم این کتاب تحت عنوان روایت‌های شهری معرفی می‌شود . رضا براهنی و... در این دوره جای می‌گیرند.
دوره ششم: نویسنده، این دوره را تحت عنوان جریان‌های مدرن نامگذاری می‌کند.
دروه هفتم: این دوره، دوره ادبیات وقایع انقلاب و جنگ است که چند دهه اخیر را در بر می‌گیرد.
تولد نثر معاصر و ریشه‌های اجتماعی آن
معمولا وقتی از ادبیات فارسی صحبت می‌کنیم اغلب ذهن‌مان متوجه فردوسی، حافظ، سعدی و شعرای کلاسیک می‌شود در حالی که منظور از ادبیات فارسی صرفا شعر و شعرای کلاسیک نیست بلکه ادبیات معاصر و نثر نیز جزء ادبیات فارسی است. به دلیل سلطه و غلبه‌ای که شعر به طور تاریخی در فرهنگ و زبان فارسی داشته این ته نشست فرهنگی برای ما باقی مانده که ادبیات یعنی شعر، شعر هم یعنی کلاسیک. به‌خصوص در قرائت رسمی، ما معمولا شعر را زبان فرهنگ کلاسیک ایران می‌شناسیم. اما به چند دلیل ویژگی فرهنگ زبان فارسی تغییر یافته است:
اولا اینکه اهمیت نثر در زبان فارسی گسترش یافته است. اگر در گذشته نثر اهمیت نداشت عمدتا به دلیل نداشتن سواد خواندن و نوشتن مردم ایران بود در نتیجه تنها آن بخشی از ادبیات قابل اشاعه بود که موزون، مقفا و آهنگین بود و قابلیت به حافظه سپردن را داشت. نثر را بر خلاف شعر نمی‌توان حفظ کرد زیرا نثر قابلیت به خاطر سپردن را ندارد. از این‌رو در دوره‌های گذشته که مردم فاقد سواد خواندن و نوشتن بودند عملا نمی‌توانستند با نثر ارتباط بر قرار کنند و فقط نخبگان می‌توانستند از متون نثر استفاده کنند. اما با توسعه تدریجی نظام مدرسه، انقلاب سوادآموزی (از سال 1300 به بعد) به‌تدریج سواد همگانی‌تر شد، در نتیجه  نثر نیز از اهمیت بیشتری بر خوردار شد. با افزایش سواد مردم، جا برای شعر تنگ تر می‌شود.
ثانیا شعر به مثابه یک نهاد فرهنگی ویژگی‌هایی داشت که با ساختار پیشامدرن ایران منطبق بوده است. هر چقدر جامعه‌ای دارای یک ساختار ناهمگن، پیچیده، متراکم و وسیع باشد روابط اجتماعی آن از حالت چهره به چهره به روابط با واسطه تبدیل می‌شود و به تدریج فرهنگ شفاهی و رو در رو در آن جامعه به یک فرهنگ رسانه محور و با واسطه میل پیدا می‌کند. شعر یک رسانه برای روابط گرم چهره به چهره است نه تنها به این دلیل که قابلیت به خاطر سپردن دارد بلکه به این دلیل که دارای قدرت تاثیرگذاری نیز هست. شعر قدرت تحریک کنندگی و هیجان آفرینی دارد، در حالی که نثر این قابلیت را ندارد زیرا نثر علاوه بر سواد، یک سرمایه فرهنگی نیز می‌خواهد. مثلا شعر حافظ را بسیاری از مردم نمی‌فهمند ولی چون شعر است و آهنگین و هیجان‌آفرین است هر کسی می‌تواند به‌نوعی آ‌ن‌را با احساس خود درآمیزد و این تصور را پیدا کند که شعر حافظ را فهمیده است. در جوامع پیشامدرن ایرانی، شعر مهم‌ترین رسانه بوده است. از زمان عباس میرزا نایب‌السلطنه است که نثر فارسی اهمیت پیدا می‌کند. به یک معنا می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مدرنیزه ایرانی، توسعه نثر است و جامعه سنتی، جامعه شعر محور است در حالیکه جامعه مدرن، جامعه نثر محور است که بخشی از آن به همان دلایلی بود که ذکر شد و بخشی از آن به ویژگی‌ها و قالب‌هایی که نثر با خود به همراه داشت بر می‌گردد. یکی از این قالب‌ها، قالب داستان است.

نوشته شده توسط مهدیه شیری در 11:23 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 7 خرداد1387

جلسه دهم

توضیحات استاد در مورد سوژه‌ تحقیق و مقاله

سوژه تحقیق می‌تواند یکی از این زیر مجموعه‌ها باشد: آثار هنری، نهادها و سازمان‌های هنری، رسانه‌های هنری، گفتمان‌های هنری(روندها و جریان‌ها)
منظور از تحقیق، صرفا تحقیق پیمایشی نیست. تحقیق درس جامعه‌شناسی هنر و ادبیات باید به صورت مقاله تالیفی باشد. برای نوشتن این مقاله، باید روش‌های ساده نوشتن را رعایت کنید. برای نوشتن و اندیشیدن اول باید احساسات و عواطف درگیر شود. کاربرد یک روش را باید از طریق نوشتن یاد گرفت و لازمه این امر آن است که با سوژه‌ای که برای اندیشیدن بر می‌گزینید وارد گفتگو شوید. زمانی که می‌خواهید در مورد یک پدیده تحقیق کنید باید تصور کنید که آن پدیده یا مسئله یک موجود زنده است و می‌خواهید با آن موجود زنده وارد گفتگو شوید.
هر پدیده‌ای را که در نظر بگیرید به قول گادامر یک افق معنایی دارد. در فرایند نوشتن است که ایده‌ها و نیازها شکل می‌گیرد. نوشتن راهی برای اندیشیدن دقیق و سیستماتیک است. در نوشتن یک مقاله، مدام باید نوشته‌های خود را به دلایلی از جمله طبقه‌بندی کردن، توسعه دادن، اصلاح کردن و... بخوانید. در فرایند نوشتن باید طبقه‌بندی پدیده یا مسئله مورد نظرنیز صورت بگیرد و لازمه طبقه‌بندی کردن، توجه به تفاوت‌ها و شباهت‌هاست مثل طبقه‌بندی قالب‌های شعر فارسی، طبقه‌بندی جوامع به سنتی و صنعتی، ارگانیک و مکانیک و...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 11:12 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 7 خرداد1387

جلسه نهم

جلسه نهم کلاس جامعه شناسی هنرها و ادبیات به ارائه کنفرانس دانشجویان از کتاب نظریه‌های جامعه شناسی هنر و ادبیات تالیف دکتر اعظم راودراد اختصاص داشت.

خلاصه فصل اول و دوم

در بررسی هنر دو دیدگاه وجود دارد: اول بررسی هنر به شیوه توصیفی و دوم بررسی هنر به شیوه علی ۱- بررسی هنر به شیوه توصیفی: افرادی مانند وبر معتقدند جامعه‌شناس نباید به محتوای اثر هنری بپردازد چرا که این امر زمینه قضاوت ارزشی را فراهم می‌کند. موضوع جامعه‌شناسی هنر به شیوه توصیفی، مسائلی از جمله مطالعه هنرمندان به عنوان یک گروه اجتماعی است. مثلا بررسی اینکه هنرمندان از لحاظ وابستگی‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ارزشی و تحصیلات چه ویژگی‌هایی دارند. در این حالت جامعه‌شناس به مطالعه توصیفی پرداخته است زیرا با محتوا و درون مایه اثر هنری کاری ندارد بلکه با خالق اثر هنری سرو کار دارد. شیوه توصیفی صرفا به مطالعه هنرمندان به عنوان یک گروه اجتماعی نمی‌پردازد بلکه نهادهای مولد هنر، مخاطبان هنر و.. را نیز مطالعه می‌کند. در شیوه توصیفی یک نوع نگاه پوزیتیویستی نیز حاکم است یعنی نگاه‌هایی که درصدد است با تبیین‌های کمی، آماری، عینی و تحصلی به توصیف وضعیت هنر در یک موقعیت زمانی و مکانی معین بپردازد. این نوع مطالعات در فاصله سال‌های 1970-1940توسعه پیدا کرد و در فرانسه به‌خصوص مورد توجه روبرت اسکارپیت قرار گرفت.
۲- بررسی هنر به شیوه علی: در بررسی هنر به شیوه علی جامعه‌شناس باید به تبیین شرایط شکل‌گیری و تولید اثر هنری، خاستگاه اجتماعی یا علیت اجتماعی اثر هنری بپردازد. در این شیوه از بررسی، به این امر پرداخته می‌شود که جامعه، اقتصاد، مذهب، ویژگی‌های فرهنگی، توسعه یافتگی یا نیافتگی، ساختار قدرت، نظام سیاسی، جهان‌بینی‌های مختلف چه تاثیری در پیدایش و گسترش گونه‌های خاص هنری به جای می‌گذارند. مثلا چه اتفاقی می‌افتد که در یک دوره زمانی، گونه‌ها و سبک‌های ادبی از بین می‌روند و سبک‌های ادبی جدیدی جایگزین آن می‌شوند. بنابراین لازمه بررسی هنر به شیوه علی، به‌دست آوردن توصیفی از وضعیت موجود در حوزه هنر است تا از این طریق بپرسیم که چرا تغییر بوجود آمده و این تغییر چگونه تحت تاثیر عوامل اجتماعی بوده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 11:8 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 7 خرداد1387

جلسه هفتم

خلاصه کنفرانس «طنز در آثار عبید زاکانی»

عبید شاعر و ادیب مشهور قرن هشتم هجری است. البته شهرت عبید زاکانی در ادبیات ما به خاطر طنز هایی است که نگاشته است. شمایل طنز در ادبیات فارسی عبید زاکانی است زیرا در دوره خود صریح ترین کسی بوده است که از طنز و شوخ طبعی به عنوان یک ابزار استفاده کرده است. دکتر علی اصغر حلبی از انواع شوخ طبعی، تقسیم‌بندی‌ای به شرح زیر ارائه می‌دهد:
1- طنز: فاخرترین گونه شوخ طبعی است و در واقع یک نوع بازنمایی و انعکاس حقیقت است که قصد اصلاح نابسامانی‌ها را در پشت پرده خنده دارد و خنده ایجاد شده جدی است.
2- هجو: در هجو قصد تخریب وجود دارد.
3- هزل: عده‌ای هزل را کلمات بی‌ارزش می‌دانند. مثلا مولانا در مثنوی از هزل استفاده کرده است.
4- فکاهه: در فکاهه و هزل سخن‌ها تنها ارزش خنداندن دارد و پیامی ندارد.
فرق طنز و هجو آن است که غالبا طنز را برای مقاصد اصلاح‌طلبانه اجتماعی و منتقدانه بکار می‌برند ولی هجو برای تخریب است و ترانه‌های فولکور را سرشار از طنزهای جدی و ممتاز می‌داند. آقای ستوده طنز را به دو نوع رسمی یا مستقیم و غیررسمی یا غیر مستقیم تقسیم می‌کند و فرق این دو نوع را در این می‌داند که در طنز رسمی سخنگویی واسطه با مخاطب صحبت و شوخی می‌کند ولی در طنز غیررسمی سخنگو پوشیده‌تر با مخاطب شوخی می‌کند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:55 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 7 خرداد1387

جلسه ششم

دو سنت در اجتماعیات در ادبیات فارسی وجود دارد :1- سنتی که جامعه شناسان به سراغ متن های ادبی رفته اند مثل دکتر شهبازی ، که هدف آنها پی بردن به ویژگی های جامعه ایران از طریق متون ادبی است .

2- سنتی که محققان ادبی از منظر جامعه شناسی در ادبیات به سراغ متن ها ی ادبی رفته اند  که هدف آنها شناسایی ، تفسیر ، تاویل  و فهم متون ادبی از راه بازشناسی و ویژگی های اجتماعی آنهاست.

فرایند تاریخی شکل گیری اجتماعیات در ادبیات فارسی در ایران : اجتماعیات در ادبیات فارسی در سال 1348 به عنوان سه واحددر برنامه  درسی علوم اجتماعی گنجانده شد و دکتر غلامحسین صدیقی به عنوان بنیانگذار علوم اجتماعی این پیشنهاد را ارائه کردند . به لحاظ تاریخی در سال 1350 اجتماعیات در ادبیات فارسی برای رشته لیسانس و فوق لیسانس علوم اجتماعی الزامی شد و بعد در سال 1368 اجتماعیات در ادبیات فارسی به جامعه شناسی ادبیات تبدیل شد. در سال 1348 در مورد اینکه چرا اجتماعیات در ادبیات فارسی باید تدریس شود سه نکته مطرح شد:

1-     در کتاب های ادبی ، تاریخی و جغرافیای زبان فارسی شاهد این هستیم که این متون به مثابه مدارک معتبری از باورها ، ارزشها ، فرهنگ و جامعه ایران در تاریخ گذشته اند. در گذشته تحولاتی در جامعه ایران  رخ داده که این تحولات در شعر و نثر فارسی نوشته و ثبت شده است .متون نظم و نثر فارسی به مثابه سند های فرهنگی هستند که ما از طریق باز خوانی این سند ها می توانیم ساختار های اجتماعی ، رخدادهای تاریخی ،ویژگی های فرهنگی و به طور کلی تاریخ و فرهنگ ایران را که در گذشته رخ داده باز شناسی و باز خوانی کنیم و در این فرایند باز شناسی و باز خوانی می توانیم یک بینش و بصیرت تطبیقی از سیر تحول جامعه و فرهنگ ایران بدست آوریم .در این فرایند باز خوانی و باز شناسی جامعه ایران از طریق متون نظم و نثر گاه ما شاهد تحولات فرهنگی شگرف و باور نکردنی در زمینه جامعه خودمان هستیم.

2-      مطالعه باستانی ادبیات نظم ونثر کلاسیک فارسی به ما کمک می کند تا سیر تحول اندیشه اجتماعی در ایران را بشناسیم. یعنی متون ادب فارسی نه تنها تا حدودی وضعیت ساختار ها ی اجتماعی  را در ایران نشان می دهند بلکه ذهنیت اجتماعی ، تفکر و نوع اندیشه اجتماعی در ایران را هم باز تاب می کنند .مثلا شعر در گذشته نه تنها امری تفننی بوده است بلکه اساسی ترین قالب تفکر در جامعه ایران بوده است.،بنابراین اساسی ترین اندیشه های اجتماعی ،سیاسی و... را می توان در آثار مولانا ،حافظ،سعدی و.. جست وجو کرد. یکی از مهم ترین منابع دکتر سید جواد طباطبایی برای باز خوانی اندیشه سیاسی ، فلسفه سیاسی و تفکر در ایران استناد و ارجاع به متون ادبی است این متون لزوما شعر نیستند بلکه اخلاق نامه ها ،پند نامه ها ، سیاست نامه ها و متون تاریخی ، جغرافیایی و... را نیز در بر می گیرد .

3-     باز خوانی متون نظم ونثر کلاسیک فارسی در حال حاضر دارای یک ضرورت اجتماعی –فرهنگی نیز هست، این ضرورت ناشی از تحولی است که جامعه ایران بخصوص نسل جوان آن در نتیجه آشنایی با فرهنگ و ادبیات غرب و کشورهای دیگر با آن مواجه هستند. ما هر روز شاهد رواج ادبیات و فرهنگ جوامع دیگر هستیم در این فرایند این احتمال می رود که به تدریج زبان و فرهنگ ایرانی به فراموشی سپرده شود و نسل جوان ایران از منابع فرهنگی گذشته خود فاصله بگیرند . درس اجتماعیات در ادبیات فارسی یک راه و روش برای آشنا کردن نسل جوان ایرانی است که به رشته های علوم انسانی و اجتماعی  رجوع می کنند تا از طریق گذراندن این درس بتوانند تا حدودی به منابع فرهنگی  گذشته خود دسترسی پیدا کنند. ما از طریق باز خوانی متون نظم و نثر کلاسیک می توانیم نه تنها در مورد فرهنگ ایران بلکه در مورد فرهنگ انسانی به شناخت هایی دست پیدا کنیم ، زیرا میراث مکتوب و ادبی  ایران یک میراث چند هزار ساله است و مجموعه ای از تجارب جهانی در این میراث نهفته شده است. بنا براین اگر به بررسی دقیق جامعه شناسانه نظم ونثر فارسی بپردازیم این امکان وجود دارد که بتوانیم بخشی از ویژگی های جهانی فرهنگ بشر را شناسایی و مطالعه کنیم.

نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:53 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 7 خرداد1387

جلسه پنجم

اجتماعیات در ادبیات فارسی

یکی از شاخه‌های مهم جامعه شناسی هنر و ادبیات، اجتماعیات در ادبیات فارسی است. اجتماعیات در ادبیات فارسی در واقع همان جامعه شناسی از طریق هنر است.
استوارت هیوز کتابی دارد با عنوان «آگاهی و جامعه» که استاد عزت‌الله فولادوند آنرا ترجمه کرده است. فصل آخر جلد اول این کتاب  در مورد مارسل پروست و رمان نویسان بزرگی است که نظریه، اندیشه وتفکر اجتماعی را برای مصرف عامه مردم که متخصص در علوم اجتماعی نیستند با زبانی ساده بیان می‌کنند. استوارت هیوز معتقد است رمان نوعی نظریه‌پردازی اجتماعی است بطوریکه تمام مردم بتوانند نظریات آن را بخوانند؛ بفهمند و علاقمند شوند. این شکل پیچیده از جامعه‌شناسی از طریق هنر است.اما چیزی که در جامعه ما به نام اجتماعیات در ادبیات فارسی رایج است خیلی ساده‌تر از این است، زیرا نظریه‌پردازان در این حوزه‌ها در جامعه ما به دنبال باز نویسی متن‌ها و محتوای آثار ادبی بوده‌اند و به نظریات و ایده‌ها کمتر توجه داشته‌اند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:51 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 16 اردیبهشت1387

جلسه چهارم

رابطه و نسبت جامعه شناسی و هنر را در 2 سطح می توان بررسی کرد :
1- سطح معرفت شناختی یعنی هنر به مثابه گونه ای از معرفت و جامعه شناسی به مثابه گونه ای از معرفت با هم چه ارتباطی دارند .
2- سطح دیگر این است که در سطح هستی شناختی و وجود شناسی بحث کنیم و بگوییم بین جامعه شناسی به مثابه امری که به بررسی واقعیت اجتماعی می پردازد و بنیانش بر واقعیت اجتماعی وجامعه است وهنر به مثابه امری که به تخیل و عنصر خیال و ادراک ما بر می گردد چه ارتباطی وجود دارد . هنر و جامعه شناسی در یک نگاه دو موجود متضادند : هنر از جنس احساس و تخیل است و به حوزه عدم عقلانیت و عرصه وجوه بیانی تعلق دارد . در حالی که علم با وجوه ادراکی (شناختی) ما سر و کار دارد و به واقعیت مربوط می شود و به عرصه عقلانیت تعلق دارد و قصد دارد جهان و واقعیت ها و هستی ها را که پراکنده و نابسامان هستند در یک مجموعه ای از گزاره های منسجم و منطقی قرار دهد به عبارت دیگر قصد دارد یک شناخت عقلانی شده از واقعیت ها ارائه کند . مثلادر فیزیک در مورد جهان هستی مادی و در علوم اجتماعی در مورد واقعیت های اجتماعی این دو علم شناختی عقلانی شده را ارائه می دهند . تفاوت حوزه علم و هنر در ادراک واقعیت ها : حوزه علم ،حوزه ادراکات عقلانی از واقعیت هاست در حالی که حوزه هنر ،حوزه بیان و باز نمایی تخیلی ما از احساسات و عواطف و پیوند های وجودی ما با عالم است . حوزه هنر ،حوزه خلاقیت ها دید گا هها ،تجربه های شخصی و حوزه امور خاص است . در حالی که حوزه علم ،حوزه امر تعمیم یافته است . حوزه هنر ،حوزه ای است که ما به باز نمایی می پردازیم اما باز نمایی خلاقانه دستکاری شده و مداخله جویانه که نه تنها آن واقعیت ها را می بینیم و نشان می دهیم بلکه در این فر آیند دیدن و نشان دادن ،به طور دلخواهانه گزینش می کنیم و از آن یک پدیده زیبا و جذاب ارائه می کنیم . در مورد واقعیت هایی که در حوزه علم ادراک می کنیم بر عکس است و ممکن است تصاویر زیبا و دلنشین ارائه نکند و حتی ممکن است با فرض دخالت ندادن احساسات ،با واقعیت های نا خوشایند روبرو شویم . در حوزه هنر ، هر هنرمندی میزان سهمش به هنر آن مقداری است که توانسته خاص بودگی ، فردیت و سبک خودش را نشان دهد .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدیه شیری در 15:17 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 16 اردیبهشت1387

جلسه سوم

جامعه شناسي هنر وادبيات يكي از شيوه هاي شناخت فرهنگي است براي شناخت هنر شيوه هاي متفاوتي وجوددارد ازجمله :1)زيبا شناختي نقد فني /نقدذوقي و نقد زيبا شناختي 2) علاوه بر نقد زيبا شناختي يك نقد تاريخي هم داريم و ان اين است كه مي خواهيم هنر را تجزيه و تحليل زماني كنيم اينكه هنرها در طول زمان چه تغييراتي كرده اند3)نوع ديگري مطالعه داريم و ان مطالعه فلسفس است كه به چيستي هنر مي پردازد 4)نوع ديگر نقد نقد روانكاوانه است اينكه اثر هنري كه توسط هنرمند خلق مي شود اين هنرمند يك انسان است و اين اثر هنري توسط به وسيله اين انسان به وجود امده است براي خود او نيز مي باشد و با ويژگي هاي جسمي و روحي انسان ارتباط دارد5)نوع ديگر نقد نق جامعه شناختي مي باشد .بنابراين شناخت هنر از منظر جامعه شناختي يك نوع شناخت است و خود يك سير تاريخي داردو جوانترين و جديدترين مطالعه هنر مي باشد. چرا سنت شناخت جامعه شناسانه هنرها در جامعه ايران توسعه نيافته است؟ براي پاسخ به اين سئوال دلايل گوناگوني مي توان ذكر كرد از جمله :1-زمينه اجتماعي وسياسيبراي رشد جامعه شناسي هنرها وجو نداشته است.2-دليل دوم اين است كه زمينه فرهنگي و معرفتي لازم براي توسعه جامعه شناسي هنر فراهم نبوده است 3-تقاضاي اجتماعي براي فهم هنر وجو ندارد يعني هنرمندان جامعه مردم بايد احساس نياز به ادراك هنر كنند.در واقع چون تقا ضا براي شناخت هنر محدود بوده است تقاضا براي درك هنر نيز محدود است . در ده سال اخير نشانه هايي از گسترش هنر و ادبيات در ايران ديده مي شود از جمله :1-ترجمه شدن تعداد قابل توجهي متون جامعه شناسي هنر و ادبيات به فارسي در ده سال گذشته 2-گفتگوهاي علمي -گسترش نفوذ بينش جامعه شناختي در گفتمان هاي عمومي شناخت هنرها (گفتمان رسانه اي )3-نكته بعدي اين است كه نياز به بينش جامعه شناختي در فهم هنرها افزايش يافته است زيرا هنرها به مثابه يك امر پرابلاماتيك سياسي و اجتماعي تبديل شده است 4-فارغ از اين 3نكته اتفاقات ديگري نيز افتاده است كه نشانه توجه به هنر وادبيات در ايران مي باشدو ان اين است كه كه هنر وامر نمادين در جامعه معاصر و از جمله جامعه ايران اهمييت اجتماعي پيدا كرده اند علاوه بر اهميت اجتماعي اهميت اقتصادي نيز پيدا كرده اند.5-زمينه دريافت پذيرش و مصرف امر نمادين و كالاهاي هنري توسعه يافته است 6-امكان توزيع اشاعه و انتشار هنر توسعه يافته است . 7محور اصلي در شناخت هنر عبارتند از : 1-شناخت خاستگاه اجتماعي هنر 2-شناخت كاركردهاي اجتماعي هنر 3-شناخت هنرمندان به مثابه يك گروهاجتماعي 4-شناخت هنر به مثابه يك نهاد اجتماعي 5-سازمان توزيع و اشاعه هنرها 6-شناخت دريافت و پذيرش و مصرف هنرها 7-شناخت عينيت اجتماعي هنر در پايان ميتوان گفت پاسخ اصلي در اينكه چه نيازي به جامعه شناسي هنر و ادبيات داريم اين است كه براي درك و شناخت هنر و ادبيات نيازمند جامعه شناسي هنر و ادبيات هستيم براي رسيدن به درك و شناخت انتقادي از هنرهاو كمك به توسعه هنرها و كمك به رشد خلاقيت هاي هنري و در اخر كمك به همگاني تر ساختن هنرها و توسعه كاربرد ان در زندگي و پيوند ان با تجربه زيستي ما.

نوشته شده توسط مهدیه شیری در 15:14 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 16 اردیبهشت1387

جلسه دوم

در جلسه دوم مقداری از وقت کلاس صرف توضیح وظایف و مسئولیت های دانشجویان شد،از جمله اینکه برای این درس هر کس باید یک وبلاگ شخصی داشته باشدو تا پایان ترم حداقل 16پست در حوزه جامعه شناسی هنر و ادبیات باید در وبلاگ هر یک از دانشجویان باشد و کار نظارت بر وبلاگ ها را آقای بساطیان و دانش پذیر عهده دار شدند و قرار شد یاداشت های جالب و قابل توجه توسط آقای بساطیان و دانش پذیر هر جلسه ارائه و گزارش داده شود. خانم بدیعی به عنوان مسئول نظارت بر سوژه های عکاسی بچه ها انتخاب شدند. این ترم قرار بر این گذاشته شد که بر خلاف ترم های گذشته عکس ها به صورت گروهی تهیه شود .

ویژ گی های سوژه عکاسی :1- حول و حوش یک سوژه واحد باشد . 2- سوژه انتخاب شده باید یک منطق نظی یا چالش عملی یا یک مسئله ای را در میان بگذارد . 3- فقط عکس گرفتن مبنا نیست باید یک مقاله تصویری نوشته شود و ایده های مربوط به آن موضوع را باید بتوان با استفاده از ایماژ ها و تصاویر ارائه کرد. 4- باید طوری عکاسی نمائید که عکس ها وقتی در کنار هم قرار می گیرند یک زاویه دید و دید گاهی از یک موضوع را ارائه نمایند . 5- عکس ها باید ابعاد اجتماعی – سیاسی – اقتصادی موضوع شما را بیان نمایند . 6- هر عکسی باید یک پی نوشت داشته باشد و در ساختار عکس ها باید از برنامه power point استفاده شود .

 

نوشته شده توسط مهدیه شیری در 15:13 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 12 اسفند1386

جلسه اول جامعه شناسی ادبیات و هنر

  ترم جدید شروع شد شنبه هفته اول ،کلاس جامعه شناسی ادبیات با استاد فاضلی .
این جلسه هم درست مثل جلسه اول ترم پیش کلاس انسان شناسی بود باهمون سوالها و همون جوابها و...
می دونید چیه ما علوم اجتماعی می خونیم ،علوم اجتماعی یعنی مطالعه هر چیز وهر پدیده اجتماعی
تحت شرایط خاص اون پدیده یعنی این اتفاق وپدیده تحت چه شرایطی اتفاق افتاده وبسته به همون شرایط به مطالعه اون می پردازیم پس شاید خوب باشه اگه ما قرار بسته به بعضی مسایل قضاوت کنیم (نه صرف کار افراد ودرسشون)پس خوبه حداقل یکمی هم با شرایط اونها آشناباشیم.
به قول معلم های ژاپنی ما اومدیم که یک سال باهم زندگی کنیم،نه سپری کنیم.

نوشته شده توسط مهدیه شیری در 10:38 |  لینک ثابت   •